توضیح شرکت دل آواز در خصوص کنسرت همایون شجریان


انتشار اخبار خبرگزاری ها و برخی جراید کشور در مورد اجرای کنسرت موسیقی ایرانی توسط آقای همایون شجریان در تهران، باعث تماس های بسیار علاقه مندان ایشان با شرکت دل آواز شده است.

جهت اطلاع دوستداران و علاقه مندان بدینوسیله اعلام می دارد، تا کنون برنامه مشخص و قطعی برای کنسرت ایشان تنظیم نشده است. بدیهی است کلیه اطلاعات کنسرت های ایشان از طریق سایت شرکت فرهنگی هنری دل آواز به اطلاع عزیزان خواهد رسید.

روابط  عمومی شرکت فرهنگی هنری دل آواز


هنر بدون هنرمند وجود ندارد

شانزدهمين نشست تخصصي انجمن بازيگران سينماي ايران با حضور محمدرضا شجريان و گروهي از بازيگران سرشناس سينما برگزار شد



در اين نشست كه به رياست داوود رشيدي برگزار شد، رئيس انجمن بازيگران سينماي ايران با اظهار خرسندي از حضور محمدرضا شجريان در جمع بازيگران گفت: نمي‌دانيد كه امروز چه حالي دارم و چه بغضي از حضور ايشان گلويم را مي‌فشارد؟ همه ما عاشق ايشان و هنرشان هستيم و خوشحالم كه بعد از مدت زيادي از نخستين درخواستم براي حضور ايشان در جمع بازيگران، بالاخره اين درخواست به نتيجه رسيد.

رشيدي سپس با تشريح چگونگي دعوت انجمن بازيگران براي اين نشست، گفت: از آنجا كه ايشان يكي از برجسته‌ترين اساتيد ما هستند و خيلي‌ها به حضور ايشان علاقه دارند، اگر ما اين برنامه را به‌صورت رسمي اعلام مي‌كرديم، امروز اينجا جاي سوزن انداختن هم نبود؛ به همين دليل عذر ما را بپذيريد كه اين نشست را به‌صورت تلفني به هنرمندان اطلاع داديم.
آنطور كه ايسنا گزارش كرده است، در ادامه اين نشست، شجريان نيز از حضور در جمع هنرمندان اظهار خرسندي كرد و گفت: قطعا امروز يكي از روزهاي خوب زندگي‌ام است كه در كنار تمام گرفتاري‌هايمان در كنار هم جمع شده‌ايم و قطعا اين روزها در زندگي همه ما خواهد ماند و نقش ارزنده‌اي دارد.

او ادامه داد: من سخنران نيستم و فقط آواز مي‌خوانم. پس نمي‌توانم از قبل سخناني را آماده كنم. اما اگر شما سؤالي داريد، من اينجا حاضر هستم تا به اين سؤال‌ها پاسخ بدهم.
شجريان سپس در پاسخ به پرسش داوود رشيدي درباره معرفي استادان تأثيرگذار او در عرصه آواز، گفت: قطعا اساتيد من يكي دو نفر نبودند بلكه من از هر كسي چيزي ياد گرفتم و زندگي‌ام چيزي جز تقليد نبوده است. 

او با اشاره به شروع فعاليتش در مشهد ادامه داد: نتوانستم در حوزه موسيقي كسي را پيدا كنم و تنها از برنامه‌هاي راديو استفاده كردم. اما با ورود به تهران و راديو نزد «احمد عبادي» رسيدم و از او بسيار آموختم. هفته‌اي يكي دو روز هم نزد «اسماعيل مهرتاش» در جامعه «باربد» و يا در منزلش رديف‌ها و تصانيف را آموختم.

«فرامرز پايور» هم ديگر استادي بود كه سنتور و رديف‌هاي صبا را از او فرا گرفتم و در تالار رودكي و راديو در كنار او و گروهش كار كردم.  شجريان، استاد دوامي و برومند را از ديگر استادان خود دانست و گفت: اساتيد بسياري بودند كه من از هركدام‌شان چيزي ياد گرفتم اما «جليل شهناز» هنرمندي بود كه آنقدر كه ساز او را گوش كرده بودم به ساز ديگري گوش نداده بودم و قطعا بيشترين موفقيت من آشنايي با توانايي و خلاقيت او بود.

در اين ميان نوازنده‌هاي ديگري هم وجود دارند كه مجموع آموخته‌هايم از آنها، شجريان امروز است. او اضافه كرد: در كارگاه‌هايي كه در فرهنگستان هنر با شاگردانم برپا مي‌كنم، تأكيد دارم كه شعر را روايت نكنند بلكه آن را بازي كنند. هنرمند تئاتر وقتي روي صحنه مي‌آيد با بيان خود بازي را آغاز مي‌كند و همه‌چيز را از دل آن نشان مي‌دهد، اين بيان بيننده را تحت‌تأثير خود قرار مي‌دهد پس خواننده هم بايد شعر را به‌گونه‌اي بيان كند كه با كلمات و فرم بيان آنها شنونده تحت‌تأثير قرار بگيرد.  شجريان در بخش ديگري از اين نشست در پاسخ به اهميت شخصيت يك هنرمند در مقابله با مخاطبان خود، گفت: در هر شرايطي بايد ديد كه پشت هنر چه كسي قرار دارد؟

پشت اين صدا چه كسي زندگي مي‌كند؟ زيرا مردم ناخواسته آن شخصيت را دنبال مي‌كنند و هنرمند در اين مسير بايد به‌گونه‌اي خود را نشان دهد كه در برابر مخاطب خود ارزش هنرمندي داشته باشد. هنرمند بايد سعي كند در راه انسانيت قدم بردارد و با عاطفه و وجدان خود حركت، فكر و عمل كند. 

استاد آواز ايران خطاب به حاضران گفت: هنرمان را دست‌كم نگيريم و در هرجا كه سزاوار هنر است، آن را عرضه كنيم. ارزش هنر والاست و بايد جايگاه آن را پيدا كرد، زيرا هنر بدون هنرمند وجود ندارد و به همين دليل رفتار هنرمند بايد هنرمندانه باشد. 

شجريان درباره سازهايي كه ساخته است نيز گفت: از سال‌ها قبل مطالعه درباره سازها را شروع كرده بودم و حتي تجربه‌هايي در اين زمينه داشتم و با اين اتفاق تصميم گرفتم تا دست به كار شوم و سازهاي جديدي ارائه كنم. اميدوارم هنرمندان به اين عرصه ارزش دهند تا اين سازها ماندگار شوند. من اين سازها را براساس صداهايي كه نياز داريم طراحي مي‌كنم.

تا امروز 9ساز طراحي و ساخته‌ام و چند ساز ديگر را در مرحله تست دارم. خوشحالم كه اين 9 ساز هيچ‌كدام رد نشده است و در اجراهاي ما جواب داده است. زيرا در هنگام ساخت آنها توجه داشتم كه هر هنرمندي بتواند به راحتي با آن كار كند و اذيت نشود.

البته هنرمندان بعد از كار با اين سازها نظرات خودشان را به من منتقل مي‌كنند و من هم براساس ايده‌ها و مشكلات طراحي خود را كامل مي‌كنم اما سازندگان ديگر هم بايد بدانند كه در كنار سازهاي سنتي بايد سازهاي جديدي هم درست كرد تا براي سليقه‌ها و رنگ‌هاي مختلف صدا قابل استفاده باشد.

شجريان در بخش ديگري از نشست درباره اهميت اذان «موذن‌زاده اردبيلي» و پيوند آن با قلب و جان مردم ايران گفت: اين اذان 2ويژگي قابل توجه دارد، يكي اينكه زنده‌ياد موذن‌زاده آن را در «بيات ترك» خوانده است، زيرا بيات ترك همواره پيام مي‌دهد و نويددهنده و آگاه‌كننده است و اين انتخاب به درستي از سوي ايشان انجام شده است تا در هر زماني به شما نويد دهد.

از سوي ديگر او با خلوص نيت اين اذان را خوانده است و من كه سال‌هاست در عرصه موسيقي كار مي‌كنم بيش از 60 سال است كه اين اذان را شنيده‌ام و با آن زندگي كردم. در پايان اين مراسم لوح تقدير و هداياي خانه سينما به شجريان اهدا شد.





گفت‌وگوی همشهری جوان با مژگان شجریان

تا قبل از این‌ها شهرت مژگان شجریان محدود می‌شد به اسمی که پشت جلد آلبوم‌های شجریان به‌عنوان طراح گرافیست آلبوم می‌خورد. اما از وقتی که گروه «شهناز» تشکیل شد، این شهرت رنگ و بویی دیگر به خود گرفت. حالا دیگر مژگان شجریان جای ثابتش شده صندلی کناردستی استاد در تمام اجراهایش. برای همین خیلی زود تبدیل شد به یکی از چهره‌های محبوب طرفداران شجریان. البته هنر مژگان شجریان به همین‌جا ختم نمی‌شود؛ او لیسانس موسیقی و نقاشی دارد و کارشناسی ارشدش را هم در رشته‌ی گرافیک گرفته. اما با همه‌ی این اوصاف این چند سال تمایل نداشته خیلی خودش را به‌عنوان یک شجریان مطرح کند.

                                  http://del-ava.persiangig.com/image/6_8704021060_L600.jpg

شما به هر درجه از موفقیت و شهرت هم که دست پیدا کنید، ولی در آخر باز هم شما را با نام فامیلی شجریان می‌شناسند. فکر می‌کنید اینکه دختر استاد شجریان باشید همیشه برایتان یک امتیاز محسوب می‌شود یا اینکه گاهی اوقات استقلال هنری‌تان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد؟

خب، مردم همیشه از یک «شجریان» انتظار بهترین‌ها را دارند. انتظار دارند همیشه کارهایی که یک شجریان انجام می‌دهد در حد صد باشد و من خودم را در این حد نمی‌بینم. برای همین هم برایم خیلی سخت است که به من بگویند «مژگان شجریان». چون واقعاً در حدی نیستم که بخواهم خودم را پدر یا همایون مقایسه کنم. روی همین حساب دوست دارم مردم من را به‌عنوان فردی که به موسیقی علاقه دارد و از بچگی در این فضا بزرگ شده و حالا مشغول فعالیت حرفه‌ای شده نگاه کنند؛ ولی هنوز هم خودم را در آن حد نمی‌بینم که بخواهند مرا با پدر یا همایون مقایسه کنند.

پس از اینکه همیشه شما را در کنار پدرتان و به‌عنوان دختر شجریان می‌شناسند هیچ‌وقت ناراحت نمی‌شوید؟

نه، از این بابت بسیار هم افتخار می‌کنم و برایم هم مهم نیست که شخصیت هنری‌ام تحت‌تأثیر نام و شهرت خانوادگی قرار بگیرد؛ اما از طرفی خیلی دوست ندارم فعالیت هنری‌ام با شهرت شجریان باشد، به‌خاطر اینکه واقعاً من در سطح پدر و همایون نیستم. برای همین هم در این همه سال کمتر تمایل داشته‌ام که در کارهای موسیقی در کنار پدر کار کنم و بیشتر موسیقی را به‌عنوان یک علاقه‌مندی دنبال می‌کردم.

همایون شجریان هم زمانی‌که می‌خواست از پدر جدا شود و اجرای مستقل داشته باشد، بر این نکته تأکید می‌کرد که به کار کردن با پدر بیش از هر چیز دیگری علاقه‌مند است؛ ولی بالاخره در یک جایی باید برای نشان دادن استعداد و توانایی‌های خودش از پدر مستقل می‌شد. شما هم مثل همایون فکر می‌کنید و قصد دارید در آینده مستقل کار کنید؟

نه، خیلی به استقلال فکر نمی‌کنم؛ چیزهای زیادی هست که باید در کنار پدر یاد بگیرم و هنوز زمان خوبی برای مستقل شدن نیست. فکر می‌کنم حد کمال کارهای من در حال حاضر در کنار پدر خواهد بود؛ برای همین چندان علاقه‌ای به استقلال ندارم.

قبل از اینکه گروه شهناز تشکیل شود، همه شما را بیشتر به‌عنوان طراح جلد آلبوم‌های پدر می‌شناختند. ظاهراً کار نقاشی هم انجام می‌دهید، حالا هم که نوازندگی. این چندوجهی‌بودن را هم از پدرتان به ارث برده‌اید؟

[خنده] بله، خب بعضی خصلت‌ها و توانایی‌ها ارثی به آدم‌ها می‌رسند. ممکن است این هم جزو آنها باشد. البته من خودم اعتقاد دارم چندوجهی‌بودن در هنر چندان معنی ندارد. مهم، آن دید و فکر هنری است که اگر کسی داشته باشد می‌تواند آن را در قالب‌های مختلف ارائه دهد. البته این مخصوص شجریان‌ها نیست. بیشتر هنرمندها همین‌گونه هستند و معمولاً چند رشته‌ی مختلف هنری را به‌صورت حرفه‌ای ادامه می‌دهند. به‌نظرم هنر وسیله‌ای است که هنرمند روحش را با آن ارضا می‌کند، حالا به هر شکلی که باشد فرق نمی‌کند. البته من موسیقی و گرافیک را به‌صورت آکادمیک و حرفه‌ای خوانده‌ام و در طول این سال‌ها که کار گرافیک می‌کردم و فعالیت موسیقی‌ام کمتر بود واقعاً فکر می‌کردم بخشی از وجودم را بی‌استفاده گذاشته‌ام. الآن هم که فعالیتم بیشتر روی موسیقی متمرکز شده همین حس را دارم و فکر می‌کنم باید کمی بیشتر برای نقاشی و کار گرافیک وقت بگذارم.

درست است که می‌گویند شما جای همایون را در گروه پر کرده‌اید؟

[خنده] نه، درست نیست. جای همایون همیشه در کنار پدر خالی است و من هیچ‌وقت نمی‌توانم جای او را پر کنم؛ ولی چه بهتر می‌شد که همایون هم در گروه حضور داشت و آن وقت گروه کامل‌تری داشتیم. اما همان‌طور که پدر گفتند بهتر است همایون مستقل باشد؛ این‌طوری فرصت بیشتری برای پیشرفت دارد، به‌علاوه اگر به‌عنوان یک خواننده مطرح شود، خیلی بهتر از یک نوازنده است.

ولی انگار رسم شده یک شجریانِ دومی هم همیشه در کنار استاد حضور داشته باشد؟

خب، از همان زمان که همایون در کنار پدر کار می‌کرد، انگار دیگر همه انتظار داشتند این روند ادامه پیدا کند. اما حقیقت این‌طور نبود و هم پدر کارهای مستقل زیادی داشتند که باید انجام می‌دادند و هم همایون. آمدن من هم درخواست خودم بود و واقعاً نبودن من هم تأثیر بزرگی در گروه نداشت.

نظرتان درباره‌ی گروه شهناز چیست؟ فکر می‌کنید عملکردش در این دو سال خوب بوده؟

بالاخره پدر با استادان زیادی کار کرده‌اند و مردم هم این کارها را خیلی دوست دارند و به‌نظرم هنوز زمان هست برای اینکه این اتفاق‌ها دوباره بیفتد؛ اما خیلی‌ها هم انتظار داشتند پدر با یک گروه بزرگ‌تر کار کنند که تعداد بیشتری از سازهای ایرانی در آن باشد. پدر هم واقعاً با همین دید به سراغ تشکیل گروه شهناز رفتند و ملاک‌هایشان در انتخاب جوان‌ها این بود که در این زمینه تخصصی کار کرده باشند. البته جوان‌های دیگری هم هستند که از نظر توانایی چیزی کمتر از اعضای این گروه ندارند؛ اما عملاً یک گروه با تعداد محدودی تشکیل می‌شود و نمی‌شد از تمام آنها در گروه استفاده کرد. ولی فکر می‌کنم تا به حال گروه خیلی خوب کار کرده و بهتر شدن را هر روز می‌شود در آن احساس کرد.

شاید این گروه با هر خواننده‌ی دیگری کار می‌کردند، سطح توقعات این‌قدر بالا نبود. فکر می‌کنید گروه توقعات مردم را به‌عنوان گروه استاد شجریان برآورده می‌کند؟

ببینید نباید این گروه را با استادهایی مثل مشکاتیان و علیزاده مقایسه کرد. هر چند که آنها هم زمانی جوان بوده‌اند و با تمرین و پشتکار به این‌جا رسیده‌اند؛ اما آن چیزی که در یک گروه موسیقی مهم است همدلی و همراهی همه‌ی اعضای گروه با همدیگر است؛ به‌علاوه اینکه همه باید از نظر حرفه‌ای در یک سطح قرار داشته باشند. فکر می‌کنم آن همدلی خیلی قوی بین اعضای گروه وجود دارد و این را می‌شود در تمرین‌ها و اجراها کاملاً احساس کرد. پدر هم بارها گفته‌اند که تمام اعضای گروه مثل بچه‌های من می‌مانند. همه‌ی این‌ها نشان می‌دهند آن فضای همدلی وجود دارد؛ اما از نظر فنی، گروه باید ارتقا پیدا کند که این هم دارد اتفاق می‌افتد و هر روز بهتر از قبل کار می‌کند.

فکر می‌کنید در انتخاب شما به‌عنوان یکی از اعضای گروه شهناز چقدر پارتی‌بازی شده!؟

حقیقتش این است که هیچی! چون اصلاً این پیشنهاد از طرف پدر نبوده که بخواهد پارتی‌بازی در آن باشد. من چند جلسه در تمرین‌های گروه شهناز شرکت کردم و زمانی‌که قرار بر انتخاب نوازنده‌ها شد، آقای درخشانی به پدر گفتند که مژگان خیلی خوب این تمرینات را انجام داده و می‌تواند از اعضای گروه باشد. پدر هم با نظر مثبت آقای درخشانی پذیرفتند که من هم در گروه حضور داشته باشم. روی همین حساب که حرف و حدیثی پیش نیاید که آقای شجریان پارتی‌بازی کرده و دخترش را آورده در گروه، پدر هیچ‌وقت پیشنهاد ندادند و گفتند که بگذارند خودم به روال طبیعی انتخاب شوم.

منبع: هفته‌نامه‌ی «همشهری جوان»، شماره‌ی ۲۴۲، ۲۸ آذر ۱۳۸۸

گفت‌وگو از: علی‌اصغر رضوی

تایپ و بازنشر: وبلاگ دوست‌داران همایون شجریان


پی نوشت:مطلب فوق تماما از وبلاگ دوستداران همایون شجریان به امانت گرفته شده است