خرید ارزان آثار استاد شجریان
عزیزان برای تهیه آثار استاد شجریان به صورت اورجینال می توانید درخواست خودتونو در اینجا ذکر کنید که با قیمت عمده فروشی برای شما ارسال شود.
عزیزان برای تهیه آثار استاد شجریان به صورت اورجینال می توانید درخواست خودتونو در اینجا ذکر کنید که با قیمت عمده فروشی برای شما ارسال شود.
سلام به همه همراهان عزیز وبلاگ آواز ایرانی
سال 1390 با تمام خوبی ها وبدی ها به اتمام رسید وسال 1391 به تمام خوبی ها اغاز شد برای تمام شما دوستان که منو تنها نذاشتین آرزوی سالی خوب وخوش برای شما دارم امیدوارم امسال سال کنسرتهای بیشتری از اساتید باشه
بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمد _ نگار آمد
نگار آمد نگار خوش عِذار آمد
صبوح آمد صبوح آمد صبوح راح و روح آمد
_ خرامان ساقی مه
رو به ایثار عقار آمد
صفا آمد صفا آمد که سنگ و ریگ روشن شد
_شفا آمد شفا آمد
شفای هر نزار آمد
حبیب آمد حبیب آمد به دلداری مشتاقان
_ طبیب آمد طبیب
آمد طبیب هوشیار آمد
سماع آمد سماع آمد سماع بیصداع آمد
_ وصال آمد وصال
آمد وصال پایدار آمد
ربیع آمد ربیع آمد ربیع بس بدیع آمد
_ شقایقها و ریحانها
و لاله خوش عذار آمد
کسی آمد کسی آمد که ناکس زو کسی گردد
_ مهی آمد مهی آمد
که دفع هر غبار آمد
دلی آمد دلی آمد که دلها را بخنداند
_ میی آمد میی آمد
که دفع هر خمار آمد
کفی آمد کفی آمد که دریا در از او یابد
_ شهی آمد شهی آمد
که جان هر دیار آمد
کجا آمد کجا آمد کز این جا خود نرفتست او _ ولیکن چشم گه
آگاه و گه بیاعتبار آمد
ببندم چشم و گویم شد گشایم گویم او آمد _ و او در خواب و
بیداری قرین و یار غار آمد
کنون ناطق خمش گردد کنون خامش به نطق آید _ رها کن حرف
بشمرده که حرف بیشمار آمد
*** نوروزتان خجسته باد ***
نوازندگان گروه دستان را در این آلبوم حمید متبسم (تار)، پژمان حدادی (تنبک و بمدایره)، بهنام سامانی (دف و دایره) و سعید فرجپوری (کمانچه) تشکیل میدهند. همچنین شهرام غلامی (عود)، رضا آبایی (قیچک) و پویا سرایی (سنتور) بهعنوان نوازندگان مهمان، در خلق این اثر با گروه دستان همکاری نمودهاند. تنظیم و طراحی سازهای کوبهای بهعهدهی پژمان حدادی بوده است.
قطعات این آلبوم، به ترتیب به شرح زیر است:
| ۱. | تصنیف «بی من مرو» | شعر مولانا |
| ۲. | ساز و آواز «رها نمیکند ایام» | شعر سعدی |
| ۳. | تصنیف «آن دلبر من» | شعر مولانا |
| ۴. | قطعهی لزگی | |
| ۵. | ساز و آواز شکسته «دست بهجان نمیرسد» | شعر سعدی |
| ۶. | تصنیف «شب ستارهکش» | شعر سیاوش کسرایی |
| ۷. | قطعهی ضربی | |
| ۸. | ساز و آواز «دست بنه بر دلم» | شعر مولانا |
| ۹. | تصنیف «طرب منم» | شعر مولانا |
طراحی گرافیک را مژگان شجریان و خطاطی نام آلبوم را استاد یدالله کابلی انجام دادهاند. این آلبوم توسط حمیدرضا ملکی و سمیه حبیبیان در استودیو «آفتاب عالمتاب» ضبط شده و ارُد انزابیپور میکس و مسترینگ دیجیتال را بر عهده داشته است.
منبع:وبلاگ همایون شجریان
تازهترين آلبوم همايون شجريان و گروه دستان با نام «اي جان جان بيمن مرو» در روز شنبه 20 اسفند منتشر ميشود.
آلبوم «اي جان جان بيمن مرو»به آهنگسازي سعيد فرجپوري با اشعار مولانا، سعدي، سياوش كسرايي در ده قسمت ساختهشده است.
تصنيف «بي من مرو» براساس اشعار مولانا، ساز و آواز «رها نميكند ايام» براساس شعري از سعدي، تصنيف «آن دلبر من» براساس شعري از مولانا، قطعه بيكلام «لزگي»، ساز و آواز شكسته«دست به جان نميرسد» براساس شعري از سعدي، تصنيف «شب ستاره كش» از سياوش كسرايي، قطعه بيكلام ضربي، ساز وآواز «دست بنه بر دلم» براساس شعري از مولانا، تصنيف «طرب منم» براساس شعري از مولانا قطعات اين آلبوم است.
در آلبوم «اي جان جان بيمن مرو» حميد متبسم(تار)، پژمان حدادي(تنبك و بم دايره)، بهنام ساماني(دف و دايره)، سعيد فرجپوري(كمانچه)، شهرام غلامي(عود)، رضا آقايي(قيچك)، پويا سرايي(سنتور) همايون شجريان را همراهي كردهاند. همچنين تنظيم سازهاي كوبهاي برعهده پژمان حدادي بودهاست.
گفتني است هماكنون پيش فروش اينترنتي آلبوم «اي جان جان بيمن مرو» در سايت دلپخش شروعشده است. علاقهمندان براي خريد اينترتني اين آلبوم ميتواند با مراجعه به پايگاه اينترنتي www.delpaksh.com اين كار را پيش خريد كنند. گفتني است كه اين آلبوم توسط شركت فرهنگي و هنري دل آواز تهيه و توليد شدهاست.





بسیار شادمانم که بهفاصلهی یک ماه از انتشار گفتوگوی اختصاصیمان با همایون شجریان، این بار گفتوگوی اختصاصی دیگری با استاد حسین علیزاده را تقدیم حضور خوانندگان وبلاگ میکنیم. پیش از هر چیز، از یار و همراه دیرین وبلاگ، خانم ندا حبیبی سپاسگزارم که این وبلاگ را قابل و لایق دانستند و متن کامل گفتوگویشان با جناب علیزاده را برای ما فرستادند.
در اینجا لازم است دو نکته را ذکر کنم. اول اینکه، این گفتوگو در جریان سفر استاد حسین علیزاده به شهر مشهد، برای اجرای برنامهی دونوازی به همراه نوید افقه، در دانشگاه فردوسی مشهد، انجام شده است. و دوم اینکه، روزنامهی مرحوم «روزگار» در شمارهی ۱۶۱۲ (دوشنبه ۲۶ دیماه ۹۰) متن مصاحبه را با جرح و تعدیل، و حذف برخی قسمتهای آن در صفحات ۸ و ۹ منتشر کرده است. اما با توجه به اینکه خانم حبیبی این گفتوگو را بهطور مستقل انجام دادهاند و حق معنوی انتشار آن برای ایشان محفوظ است، تصمیم گرفتند متن کامل و بدون سانسور مصاحبه را بهطور اختصاصی از طریق این وبلاگ بازنشر کنند.
حسین علیزاده در این گفتوگو با کلام شیوا و چاشنی شوخطبعی همیشگیاش دربارهی موضوعات مختلفی از جمله بحث آموزش، تحول و نوآوری در موسیقی صحبت میکند. نظرش را دربارهی نسل جدید موسیقی ایران و آثار و ابداعات آنها بازگو میکند. از فضای روابط حاکم میان اساتید موسیقی به لزوم تشکیل گروه «دوستی» میرسد و از گسترش احتمالی آن با حضور اساتید شجریان، ناظری و لطفی سخن میگوید. و در نهایت سخنانی خواندنی دربارهی دوستِ از دسترفتهاش، زندهیاد پرویز مشکاتیان مطرح میکند.
| | | | | | | | | |
در زیر ۲۰جملهی برگزیدهی این گفتوگو را میخوانید. (بهقول دوست ادیبم، بیژن فرد: گزینگفتهها)
۱ مرکز حفظ و اشاعه به یک محفل خانوادگی تبدیل شده بود و اساتید و هنرجویان نسبت به هم احساس خویشاوندی داشتند.
۲ برخی فکر میکردند موسیقی ردیفی متعلق به مردههاست و دیگر دورهاش گذشته؛ ولی ما علاقه داشتیم.
۳ مدرک در موسیقی به هیچ دردی نمیخورد؛ مگر اینکه بخواهی کارمند وزارت ارشاد بشوی!
۴ برای آن عدهای که تصمیم میگیرند، موسیقی خوب و بد اصلاً فرقی نمیکند!
۵ صِرف ردیف حفظ کردن ارزشی ندارد؛ حتی آن مستخدمی که دم در آموزشگاه میایستد، اسامی تمام گوشههای ردیف را از حفظ است!
۶ هر چقدر ریشه را بهتر بشناسیم، در نوآوری موفقتریم. شما موقعی میتوانید حصارهایی را بشکنید که اول آن حصارها را بشناسید.
۷ سیستم آموزشی ما عقبافتاده و متعصب است. ما بهروش فرمانده و سرباز، موسیقی را آموزش میدهیم!
۸ نوآوریهای عامیانه صدمهی شدیدی به موسیقی وارد میکند.
۹ جنبههای هنری موسیقی تلفیقی که امروز در سرتاسر دنیا اجرا میشود، بسیار نازل است.
۱۰ «خوانندهسالاری» بزرگترین پسرفت موسیقی ایران است. حالا جوری شده که صرفاً به زور شعر و صدای خواننده، موسیقی به خورد مردم میرود.
۱۱ ما فرد ۳۲ساله داریم که اصلاً نمیداند تار چیست! مقصر اصلی رادیو و تلویزیون است.
۱۲ دوران برزخ گاهی اوقات مرا اذیت میکند. من فکر میکنم همگی ما الآن یک افسردگی دستهجمعی داریم.
۱۳ تغییر طبیعیست. شما سفری به ژاپن بکن؛ با چراغ قوه هم نمیتوانی یک نوازنده یا یک گروه موسیقی سنتی ژاپنی پیدا کنی!
۱۴ شیئی را که از زیر خاک درمیآورند، میگذارند در موزه. نمیگویند این ظرف دیگر قابل استفاده نیست پس میاندازیمش دور!
۱۵ موسیقی ایرانی رو به قهقرا رفته؛ چرا که فقط وسیلهی تبلیغ و تهییج بوده. هرجا که برای حکمرانی لازم نبوده، انداختندش سطل آشغال!
۱۶ متأسفانه ما اهالی موسیقی، فقط در مراسم ختم همکاران، همدیگر را میبینیم.
۱۷ همچنان بر این ایده پافشاری دارم و این صحنه را میبینم که من، شجریان، ناظری، لطفی و ... با هم برنامه اجرا کنیم.
۱۸ سازهای ایرانی دارای یک ظرفیت خاص هستند. این حُسن یا عیبشان نیست؛ ویژگیشان است.
۱۹ مشکاتیان نباید تمام تمرکز خود را روی همکاری با آقای شجریان میگذاشت.
۲۰ زندگی مثل موریانه آدم را میخورد؛ اگر ساکن باشی.
| | | | | | | | | |
بهمانند گفتوگوی پیشین با همایون شجریان، متن این مصاحبه را هم در قالب یک فایل پیدیاف در اختیار علاقهمندان قرار میدهم. این کتابچهی الکترونیکی ۷ صفحهای را بهگونهای صفحهبندی و آماده کردهام که بتوانید آن را بهصورت رنگی چاپ کنید و در آرشیو مجلات و روزنامههای خود نگاه دارید. تصمیم گرفتم سخن استاد شجریان را آویزهی گوش کنم و تاتیتاتیهای اولیهام در فن صفحهآرایی را به تقلید از الگویی شاخص انجام دهم. بنابراین، این گفتوگو را به تقلید از الگوی آراسته و پیراستهی ماهنامهی «تجربه» صفحهبندی کردم. در اینجا جا دارد نامی از جناب آقای آرش لاجورد هم ببرم که سلیقهی صفحهآراییاش را بسیار میپسندم. در پایان از آقایان فربد فضایلی جوان و علی چاشنیگیر که عکسهای زیبایشان زینتبخش صفحات مصاحبه است، سپاسگزارم.
دانــلــود
[لینک کمکی]
PDF File
۷ صفحه - ۸۸۷ کیلوبایت
برای مطالعهی این کتابچهی الکترونیکی به نرمافزار Adobe Reader نیاز دارید که جدیدترین نسخهی آن از اینجا قابل دریافت است.
همایون شجریان باانتشار پیام تبریکی در نشریه نسل امروز به بقیه هنرمندانی پیوست که موفقیت این فیلم راتبریک گفته اند.

همایون شجریان پیام خودرا اینگونه نوشته :یکی بود یکی نبود ،غیر از خدا هیچ کس نبود . می خوام بگم واقعا لذت بردم . بدون شک گرفتن این جایزه پیروزی قشنگی محسوب می شه برای سینما وسینماگران و تا مدتها نام زیبای ایران را بر سر زبانها می اندازه .به خانه سینما که جایش در قلبهای ماست .
به هنرمند گرامی" اصغر فرهادی" و به همه عزیزان "جدایی نادر ازسیمین"تبریک چند منظوره باید گفت .سپاس بی کران.
با تشکر از سهند سلطاندوست عزیز برای تهیه این گزارش

پیش از ظهر روز شنبه ۲۱ آبانماه، نشست خبری کنسرت همایون شجریان و گروه «همنوازان حصار» با حضور همایون شجریان، علی قمصری (آهنگساز و سرپرست گروه) و محمدعلی رفیعی (مدیر برگزاری کنسرت) در محل شرکت فرهنگی هنری دلآواز برگزار شد.
در ابتدای این جلسه، محمدعلی رفیعی با اشاره به تور کنسرت پیشین گروه «همنوازان حصار» در شهرهای تهران، قزوین، شیراز، اصفهان، بندرعباس و نیشابور و ابراز رضایت از موفقیت این اجراها، توضیحاتی در خصوص جزئیات دور جدید کنسرتهای این گروه ارائه داد. بر این اساس، کنسرت تهران در تاریخهای ۲۵، ۲۶، ۲۷، ۲۹ و ۳۰ام آبانماه ۹۰ در تالار وحدت اجرا میشود. به گفتهی رفیعی زمان آغاز برنامه در دو شب اول اجرا، بهدلیل تداخل با اجرای تئاتر «شمس پرنده»، ساعت ۲۱:۳۰ است اما در سه شب بعدی، کنسرت از ساعت ۲۱ شروع خواهد شد. همچنین وی از تکرار مجدد همین برنامه در تهران و برگزاری تور کنسرت در شهرستانها خبر داد و گفت، تور کنسرتهای همایون شجریان و همنوازان حصار در ماه فوریه در ۵ شهر آمریکا (نیویورک، واشنگتن، شیکاگو، لسآنجلس و سنفرانسیسکو) برگزار میشود که بهگفتهی او فروش بلیت این کنسرتها از این هفته در آمریکا آغاز خواهد شد.
علی قمصری، نوازندهی تار، آهنگساز و سرپرست گروه همنوازان حصار، در ابتدای صحبتهای خود، کلیاتی دربارهی برنامهی جدید گروه مطرح کرد: «تا به اینجا، من و آقای شجریان در پروژههای جداگانهای که داشتیم، سعی کرده بودیم تمرکز خیلی زیادی روی عمق موسیقی ایرانی داشته باشیم و تلاشمان در این جهت بوده که بتوانیم نسبت به اشراف نسبیای که بر موسیقی ایرانی داریم، اعتماد مخاطبین را جلب کنیم.» قمصری دلیل اصلی تشکیل گروه حصار را تلاش برای رسیدن به تجربههای نو عنوان کرد و گفت: «در درجهی اول میخواهیم با تمرکزی که روی ریشههای موسیقی ایرانی داریم، بهجای اینکه به ورطهی تکرار بیفتیم و روی کلیشهها مانور بدهیم، بتوانیم با خلاقیت بیشتر راههای جدید را امتحان کنیم.»
قمصری با اشاره به تغییرات تازهی گروه همنوازان حصار و دعوت از نوازندگان جدید برای اجرای رپرتوار پیش رو، توضیح داد: «سازهای گیتار، ویلنسل و ویلنآلتو، سازهایی هستند که با ورودشان به گروه، دنیای خاص خودشان را هم با خود میآورند. سعی کردهایم گفتوگویی بین موسیقی ایرانی و موسیقی غربی ایجاد کنیم، و همینطور از تِمهای موسیقی خراسانی و موسیقی فلامنکو در ترکیب جدیدمان استفاده کنیم.» وی با بیان اینکه تمرکز اصلی مجموعه بر روی تجربهی راههای آزمودهنشده است، افزود: «نمیتوانیم بگوییم رپرتوارمان از ابتدا تا انتها در چه دستگاه خاصی است؛ چون یکی از کارهایی که در این مجموعه انجام دادهایم این بوده که سعی کردیم بهوسیلهی هارمونی موسیقی ایرانی، سرعت مُدگردانیها را بیشتر کنیم و بتوانیم پلهای خیلی سریعی بین دستگاههای مختلف بزنیم؛ پلهای هارمونیک که در آنها از هارمونی موسیقی ایرانی و غربی به شکل جداگانه یا در کنار هم استفاده شده است.» به گفتهی آهنگساز و سرپرست گروه همنوازان حصار، در این مجموعه از سازهای بمکمان، ویلنسل، ویلنآلتو، کمانچه، گیتار فلامنکو، سازهای کوبهای، دف و تمبک استفاده شده و قرار است خود او در کنار تار، در بخشهایی از اجرا، گیتار و دیوان هم بنوازد.
در ادامه، همایون شجریان در آغاز صحبتهای خود از خبرنگاران حاضر در جلسه خواهش کرد در جایی که از گروه «حصار» نام میبرند، کلمهی «همنوازان» را فراموش نکنند. به اعتقاد شجریان، ترکیب «همنوازان حصار» معنی کاملتر و بهتری میدهد. وی ضمن تأیید صحبتهای علی قمصری، گفت: «در واقع هدف ما این بوده که کارهای تازهتری را امتحان کنیم و ترکیب تازهای از سازبندی را روی صحنه بیاوریم. اشعاری هم که انتخاب شده هم شامل غزل است و هم شعر نو.» همایون شجریان در این اجرا اشعار متنوعی از حافظ، سعدی، مولانا، هوشنگ ابتهاج، محمدرضا شفیعی کدکنی، فریدون مشیری، علی غضنفری و محمدعلی بهمنی میخواند.
شجریان با اعلام اینکه تصمیم گرفته شده برنامه در یک بخش اجرا شود، دلایل این امر را چنین تشریح کرد: «اخیراً خود من که به کنسرتها میروم احساس میکنم شاید اگر برنامه کمی مختصرتر باشد، در آخر تأثیر بهتری روی شنونده دارد. ما در شهرستان این کار را کردهایم اما در تهران با این فرم روی صحنه نرفتهایم. تصمیم گرفتیم کنسرت یک بخش باشد، نه خیلی کوتاه که شنوندهها تشنه از سالن بیرون بروند، نه خیلی طولانی که دلزده شوند. همچنین این کمک میکند تمرکز شنوندگان در وسط برنامه از دست نرود و از آن فضا خارج نشوند. وقتی کنسرت دو پارت باشد، بهخاطر آنتراکت ممکن است تا سه، چهار ساعت به طول بینجامد.» شجریان با اشاره به تأثیر حالوهوای روی صحنه و وجود آوازهای بداهه بر روی مدت اجرا، زمان آن را در حدود یکساعت و نیم تخمین زد.

در ادامهی این گزارش، ابتدا سؤال خودم از جناب علی قمصری و پاسخ ایشان را میآورم و سپس به ترتیب، پرسشهای دیگر خبرنگاران و پاسخهای همایون شجریان و علی قمصری بهصورت سؤال و جواب از نظرتان میگذرد.
آقای قمصری، فکر میکنم در این چند سال اخیر که شما کنسرت برگزار کردهاید، از سال ۸۶ با گروه «اشتیاق»، معمولاً سازبندی ارکسترهایتان به اینصورت بوده که یک کوارتت زهی داشتهاید (یک زمان با کمانچهها، الآن هم با ویلن) و به جز تار خودتان، به آن شکل از ساز ملودیک دیگری استفاده نشده است. الآن طوری شده که آهنگهای شما با صدای خوانندگان مختلف، در اجراهای مختلف، کاملاً مشخص شده که کار شماست؛ یعنی رنگ صدایی که از ارکسترتان میآید مُهر هنری شماست. آیا این کار را تعمدی انجام دادهاید؟ و اینکه آیا دوست دارید تغییر، تنوع و گستردگی بیشتری به این گونه سازبندی بدهید یا خیر؟
علی قمصری: ببینید در خلق و آفرینش هنری، معمولاً کاری موفق میشود که در آن به دو عامل توجه شده باشد: وحدت و تنوع. من سعی میکنم وحدت را با یک سازبندی ثابتی که بتوانم در آن از رجیسترهای صوتی مختلفی استفاده کنم، داشته باشم. فکر میکنم این تنوعی که منظور شماست را هم به نوعی در کارمان داشتهایم. سازهای کوبهای متنوعی داشتهایم. اصلاً از بعد از ورود سازهای آقای همایون نصیری به ترکیب گروه ما، این سازها تا حدودی در ترکیب گروههای دیگر موسیقی ایرانی هم باب شد. این هم بهخاطر توانایی فردی ایشان بوده، هم دیالوگی که بین دیگر اعضای گروه به وجود آورده. نهایتاً من سعی کردهام این دو عامل وحدت و تنوع را در کارم لحاظ کنم؛ حالا اگر موفق نبودهام داستان دیگریست.

با اضافه شدن سازهای جدید به ترکیب سازی گروه، احساس میشود تمایل گروه بهسمت موسیقی تلفیقی بیشتر شده است. خودتان این مسئله را قبول دارد و اگر اینطور است، در این تجربه چه رویکردی به موسیقی تلفیقی دارید؟
علی قمصری: کاملاً درست است. در حال حاضر موسیقی ما میتواند «موسیقی تلفیقی» نامیده شود؛ منتها نه با آن ذهنیتهایی که نسبت به موسیقی تلفیقیای وجود دارد که تا الآن در موسیقی ایرانی تجربه شده. تجربهی ما کمی متفاوت است؛ به این علت که من برای آهنگسازی دنبال کاری که دربارهاش اطلاعات و اشراف کافی نداشته باشم، نمیروم. ولی کارهای تلفیقی که تا الآن انجام شده معمولاً به این شکل بوده که بیشتر رنگآمیزی جدیدی داشتهاند. ما تمرکزمان بیشتر روی محتوای موسیقیهاست. یعنی اگر از ساز گیتار فلامنکو استفاده شده، تمرکز روی موسیقی فلامنکو بوده نه روی رنگ صوتی که بخواهیم از صدای سیمهای گیتار استفاده کنیم. اگر از سازهای ویلنآلتو و ویلنسل استفاده شده، دنیای موسیقی آنها مدنظر ما بوده است. سعی کردهایم که وارد دنیای این سازها بشویم و با آنها گفتوگو داشته باشیم. در درجهی اول این مدنظر بوده که موسیقی ایرانی، قدرتی داشته باشد که بتواند همنشینی درست و بجایی با موسیقی غربی داشته باشد و در عین حال شخصیت و هویت مستقل خودش را از دست ندهد.
آقای شجریان، با توصیفی که آقای قمصری از فضای کنسرت داشتند و اینکه سازهای جدید و فضای موسیقی تلفیقی در این کار وجود دارد، در شیوهی آوازخوانی شما هم شاهد اتفاق تازهای خواهیم بود؟
همایون شجریان: بله، آن بخشهایی که مربوط به خواندن تصانیف میشود که به هر حال خواننده از فرم تصانیف پیروی میکند. در آن بخشهایی هم که آواز ارائه میشود، من سعی کردهام آوازهای متفاوتی باشد. البته نه به آن صورت که آوازهای نو و شنیدهنشدهای باشد. حتی شاید در بعضی قسمتهای آواز بیات ترک از شیوهی «مرشد مرادی» استفاده کنم. در این کار هم آوازهایی داریم که ممکن است خیلی کلاسیک باشند، هم آوازهایی که ملودیک هستند و خیلی از ملودی پیروی میکنند. باید کار را بشنوید و در آخر قضاوت کنید که آیا این مجموعه حرف جدیدی داشته یا نه.
آقای قمصری، شما برای برقراری ارتباط بین موسیقی ایرانی و موسیقی غربی از رنگآمیزی سازها استفاده کردهاید: گیتار فلامنکو، ویلنسل و سازهای دیگر. این رنگآمیزی سازی چقدر با آواز هماهنگ است؟ تأکید گروه شما روی محتوای موسیقی ایرانی است و گفتید قرار است از تمهای موسیقی خراسانی هم استفاده شود، ولی ما جای خالی ساز دوتار خراسان را احساس میکنیم؛ در صورتیکه برای گذار به موسیقی غربی از سازهای غربی استفاده کردهاید.
علی قمصری: اتفاقاً در بعضی کارها، از تحریرهای موسیقی فلامنکو الهام گرفته شده که اجرای آنها بسیار مشکل است. برای همین فکر میکنم اگر این کارها را با آقای شجریان انجام نمیدادیم، قابل اجرا نبودند. برای آواز هم به این موضوع فکر شده است.
ما در درجهی اول، «محتوا»ی موسیقی را لحاظ میکنیم. موسیقی خراسانی فواصل و حالوهوای ملودیک خاص خودش را دارد که با هر ساز ایرانی قابل اجراست و مهم این است که در کل ساختار ارکستر، آن موسیقی و حس و حالش را ترجمه کنیم و نشان دهیم. برای این کار نیازی به ساز دوتار نداشتیم. خودم در یک قطعه با دیوان ساز میزنم اما تم خراسانی در آن قطعه نیست. اصولاً ما خیلی ابزار محور نیستیم.
ساز دیوان بیشتر به نواحی کردستان و لرستان و آن مناطق نزدیک است. آیا قرار است نواختن دیوان بهصورت تکنوازی باشد؟ آیا در آن لحظات، دستگاههای آوازی هم به موسیقی نواحی نزدیک میشود؟
علی قمصری: ساز دیوان ریشهای کاملاً ایرانی دارد؛ اما بعد از دورهی صفویه در ایران کمیاب و کمکم ناپدید شد و تنها میتوانستیم در نواحی خاصی باقیماندههایش را پیدا کنیم. بعدها در ترکیه با نام «بائلاما» خیلی رایج شد و با آن اسم دوباره به ایران برگشت. منتها ما با همان اسم دیوان از آن استفاده میکنیم و با آن موسیقی ایرانی مینوازیم نه موسیقی ترکی. در این کنسرت یک قطعهای هست برای دیوان، بمکمان و آواز که بهصورت تصنیف اجرا خواهد شد.
چه ضرورتی موجب شد که شما به رنگآمیزی متفاوت سازها و موسیقی تلفیقی روی بیاورید؟ و با توجه به اینکه در موسیقی ما، شعر و موسیقی همجهت و همراستا با یکدیگرند، آنجا که شما از سازهایی مثل گیتار فلامنکو، ویلنسل و ویلنآلتو استفاده میکنید، چقدر این سازها و صدایی که از آنها میشنویم با شعر هماهنگ است؟ با توجه به اینکه برای شعرها بیشتر از قالب غزل استفاده شده است.
ما در موسیقی ایرانی یک راه داریم که در آن ترافیک ایجاد شده و اغلب در حال حرکت در این راه هستند. این باعث میشود که از راههای دیگر غافل شویم و نتوانیم آنها را تجربه کنیم. ما سعی میکنیم از این راهی که همه در آن در حال اصطکاک و تنه زدن به همدیگرند، فاصله بگیریم. راهی که سنت بهصورت کورکورانه به هنرمند موسیقی ایرانی دستور میدهد و همه را شبیه به هم میکند. ![]()
- علی قمصری
علی قمصری: هدف اصلی ما این است که مرزها را بشکنیم و درها را بهروی موسیقی ایرانی باز کنیم. اینطور نباشد که خودمان را در خانه و دهکدهای که حضور داریم محصور کنیم. دوست داریم تجربههای نویی داشته باشیم و فکر میکنم تواناییهایی که با تلاش کسب کردهایم، به ما این اجازه را بدهد که وارد فضای موسیقیهای دیگر شویم. با این پیشفرض که قرار نیست این موسیقیها بر موسیقی ما غلبه کنند. صرفاً یک گفتوگوست و این گفتوگو بهنظرم خوب است. ما در موسیقی ایرانی یک راه داریم که در آن ترافیک ایجاد شده و اغلب در حال حرکت در این راه هستند. این باعث میشود که از راههای دیگر غافل شویم و نتوانیم آنها را تجربه کنیم. ما سعی میکنیم از این راهی که همه در آن در حال اصطکاک و تنه زدن به همدیگرند، فاصله بگیریم. راهی که سنت بهصورت کورکورانه به هنرمند موسیقی ایرانی دستور میدهد و همه را شبیه به هم میکند. من چندان از تفکر جمعی پیروی نمیکنم و سعی میکنم ذهنیت خاص خودم را داشته باشم. در یک جلسهای که با آقای شجریان داشتیم، پیشنهاد خود ایشان بود که بتوانیم راههای جدید را تجربه کنیم و این راههای جدید را با ریسکپذیری و تجربهپذیری بیشتری دنبال کنیم.
شعر تصانیف را من انتخاب کردهام؛ ولی شعر آوازها را آقای شجریان با تلاش و تحقیق خیلی زیاد انتخاب کردهاند. من گاهی وقتها میدیدم آقای شجریان چند شعر را برای یک فضای خاص انتخاب میکردند، سر تمرین اینها اجرا میشد تا ببینیم کدامیک از شعرها همخوانی بیشتری با فضای ایجادشده دارد. من به ساز و آواز صرف، چندان اعتقادی ندارم. اعتقاد دارم که ساز و آواز یکی از ارکان اصلی موسیقی ایران است؛ اما ما میتوانیم تجربههای جدیدی بهشکل فضاسازی روی آواز داشته باشیم که این فضا بتواند آواز را حمایت کند و آواز، برجستگی بیشتری در این فضا پیدا کند. من از ساز و آوازهای خیلی طولانی که زمانی مرسوم بوده، کمی فاصله میگیرم و سعی میکنم فضاسازی را بیشتر مدنظر قرار دهم.
آقای شجریان، بهنظر آقای قمصری موسیقی ایرانی باید مرزها را بشکند و وارد فضاهای دیگری شود. آواز ایرانی چقدر میتواند از این مرزها عبور کند و در موسیقیهای دیگر نفوذ پیدا کند؟ مشخصاً در این اجرا آواز ایرانی چقدر به فضای موسیقی غربی وارد شده؟
همایون شجریان: در این فرمی که برای کنسرت انتخاب شده، طبیعتاً آواز هم باید خودش را با فضای موسیقی هماهنگ کند. من اصراری ندارم که حتماً فرم آواز سنتی را ارائه کنم؛ ولی یک زمینهای را در آوازها حفظ میکنم تا کسی که میشنود احساس نکند آواز بیهویت شده است. با حفظ آن زمینهها، هماهنگی بین فضای موسیقی و آواز را ایجاد میکنیم. روز اولی که با آقای قمصری جلسه داشتیم تا یک کار تازهای را آهنگسازی کنند که روی صحنه ببریم، وقتی پیشنهاد استفاده از سازهای گیتار فلامنکو، ویلنسل و ویلنآلتو در کنار سازهای ایرانی مثل کمانچه، بمکمان و ... شکل میگرفت، اگر آهنگساز دیگری غیر از آقای قمصری بود، شاید با احتیاط بیشتری به سمت این کار میرفتم. اما از آنجاییکه میدانستم علی استعداد ویژهای در این کار دارد؛ خیلی با اطمینان خاطر به این سمت رفتم. از طرفی ما دو سه ماه زمان بیشتر نداشتیم. وقتی هم که قطعات آماده شد، دیدم همهچیز بسیار خوب و هوشمندانه طراحی شده است.
موسیقی فلامنکو مثل موسیقی سنتی ایران محدود به بخشی از جامعهی اسپانیاست. چرا وقتی که خواستید به سراغ تلفیق بروید، به سمت موسیقی فلامنکو رفتید که این ویژگیاش دقیقاً شبیه موسیقی ایرانی است؟ چون ارتباطی که بین این دو موسیقی برقرار میشود باز هم چندان کلی و بینالمللی نیست و با فرهنگ یک لایهی خاص از موسیقی غربی ارتباط دارد. شاید اگر انواع دیگری از موسیقی اروپایی را مدنظر قرار میدادید، ارتباط وسیعتری برقرار میشد.
همایون شجریان: ببینید فضایی که آقای قمصری برای دو ساز ویلنسل و ویلنآلتو ایجاد کرده، فضای مدنظر شما را میسازد. موسیقیای است که با سازهای استاندارد جهانی نواخته میشود و خوشبختانه دو نفر از نوازندگان بسیار بسیار چیرهدستی را که در ایران هستند، در گروه داریم. از آنطرف ساز گیتار فلامنکو هم هست؛ ولی آن زمینهای را که میخواستیم در عین تجربهی تازه و تلفیق حفظ بشود، در نظر داشتهایم. خودم صدای ساز گیتار و آن فیگورهایی را که در موسیقی فلامنکو هست خیلی دوست دارم. اما شاید فقط یک گوش خیلی تیز و آشنا به موسیقی بتواند بفهمد که مثلاً فلان تحریر به موسیقی فلامنکو اشاره دارد. چون از حس ایرانی خارج نمیشود. موسیقی فلامنکو به موسیقی ما بسیار نزدیک است. یکسری فرمها و گوشههای مشترک مثل گوشهی بیداد داریم. از این اشتراکات استفاده شده برای آنکه آن زمینه حفظ شود. وقتی شما همهی این ابزار را در کنار هم قرار میدهید، مهمترین فرد آهنگساز است که چطور از اینها در موسیقی ایرانی استفاده میکند و چه آهنگهایی برایشان مینویسد. شاید اگر آقای قمصری برای اجرای این ایده نبود، نمیتوانستم به آهنگساز دیگری اعتماد کنم. ما قبلاً این تجربه را در آلبوم «نقش خیال» با هم داشتیم که قرار است دوباره آن را اجرا کنیم. آوازی است که دقیقاً بهشیوهی آوازهای استاد طاهرزاده طراحی شده و کاملاً سنتی است. این را آمدیم با یک تنظیم متفاوت و با استفاده از ساز گیتار اجرا کردیم که خیلی مورد استقبال قرار گرفت و جزء قطعاتی است که در بین کارهایم خیلی دوستش دارم. بر همین اساس، این بار هم خواستیم این جرئت و جسارت را بکنیم که یک مقدار فضا را عوض کنیم. امیدوارم در نهایت که این کارها اجرا میشود، بازتاب خوبی داشته باشد. هرچند که ما نترسیدیم از اینکه انتقادی بشود. اعتقادمان این است که راه درستی را در پیش گرفتهایم.
علی قمصری: یکی از دلایل ما برای استفاده از ساز گیتار و این فرم موسیقی این است که در موسیقی ما قدری از ساز گیتار بهشکل اشتباه استفاده شده و ذهنیت اشتباهی در موردش به وجود آمده است. موسیقی فلامکنو به این دلیل استفاده شده که بهخاطر ریشههای تاریخی، فرهنگ موسیقایی اسپانیا بسیار بسیار به موسیقی سنتی ما نزدیک است. تنها موسیقیای که در آن اسمی از «حس و حال» برده شده و به آن ایره / آیره میگویند، موسیقی فلامنکو است. در موسیقی اروپایی به هیچ وجه چنین واژهای وجود ندارد. موسیقی فلامنکو اشتراکات زیادی در گوشهها، ملودیپردازیها، فواصل و حتی ریتمها با موسیقی ما دارد. یک اتفاقی که در کار ما افتاده این است که یکسری دورهای ریتمیک مشترک بین دو موسیقی را ترکیب کردهایم و به صداها و رنگآمیزیهای جدیدتری رسیدهایم. اصولاً سعی کردهایم به دامنهی ایدئولوژی هر دو موسیقی توجه مستقیم داشته باشیم؛ چرا که ما با ریشههایمان زندهایم و اگر بخواهیم کاری را برای ریشهها و اصالتمان انجام دهیم، آن کار بازنمایی و تکرارش نیست. باید آن را تقویت کنیم. ما با این کار داریم سعی میکنیم که این ریشهها را تقویت کنیم.
آقای قمصری، یک اتفاقی که در طیف وسیعی از موسیقیهایی که در ژانر تلفیقی در ایران منتشر میشوند، افتاده این است که ما صرفاً به کنار هم چیدن سازهای ایرانی و غربی گفتهایم «تلفیق». خیلی جاها شکلی از کلاژ بوده، اما ما اسم تلفیق رویش گذاشتهایم. شما چه کردهاید که به این ورطه نیفتید؛ هرچند که قبلاً در همان آواز «گناه عشق» این را نشان دادهاید که تلفیق را در بافت اثر انجام میدهید. برای اینکه این تلفیق به سمت کلاژ نرود، چه میکنید؟
علی قمصری: آواز «گناه عشق» در واقع یک دیباچه بود برای چنین تجربهای. یک تجربهی خیلی کوچک در این زمینه بود و ما اتفاقاً این کار را با تنظیم کمی متفاوت ـ به فراخور سازبندیمان ـ دوباره اجرا میکنیم. من مدت خیلی زیادی گیتار فلامنکو میزدم و موسیقی به سبک غربی هم کار کردهام. یعنی تلاشم را کردهام که واردش شوم. قبلاً از من سؤال میشد چرا هیچوقت موسیقی محلی کار نمیکنی و من بهراحتی جواب میدادم بهخاطر اینکه بلد نیستم و اشراف کافی به آن ندارم. من الآن وارد خانههایی شدهام که بلد بودم چگونه درشان را باز کنم و سعی کردهام که در آهنگسازیام این را لحاظ کنم. حتی از تضادها و تفاوتها استفاده میکنم و بعضی جاها سازها را روبهروی همدیگر قرار میدهم. جاهایی موسیقیها روبهروی هم قرار میگیرند؛ ولی بعضی جاها آنقدر در هم تنیده میشوند که شما به سختی میتوانید متوجه شوید الآن موسیقی دقیقاً ایرانی هست یا نیست. در این کنسرت هم هر دو اتفاق میافتد. چیزی که در مورد کلیت این پروژه میتوانم بگویم این است که این مجموعه برای شخص من، یک تجربهی بسیار ویژه بود؛ از اینجهت که از نتیجهی این تجربه بهخاطر دوستانی که با آنها همکاری میکنم و بهخاطر تلاشی که برایش انجام دادهایم خیلی راضیام. یادم هست دیروز بود که سر تمرین دور یک میز نشسته بودیم و من به یکی از دوستان گفتم که این چایای که بعد از تمرین میخوریم، هیچوقت به این اندازه که امروز به من مزه داد، هیچوقت در هیچگروهی برایم چنین لذتی نداشته. فکر میکنم این اتفاق افتاده و هر انتقادی دربارهی این کنسرت بشود، من این را میدانم که گروه تلاشش را کرده و از نتیجهاش راضی هستم.
همایون شجریان: اصلاً یکی از دلایلی که ما این کارها را میکنیم همین است که انتقاد بشود. من که خودم دوست دارم انتقادها را بشنوم؛ چون از همهی این انتقادها میشود نتایج خوبی را دریافت کرد. اتفاقی که در این تصنیفها و قطعات میافتد این است که اولاً همدلیای که بین بچهها هست، بسیار مغتنم است و فضایی دوستداشتنی به وجود آورده. من احساس میکنم وقتی بچهها در تمرین ساز میزنند، همه آن چیزی را که میزنند دوست دارند. فکر میکنم نکتهی مثبتیست برای آهنگساز. ضمن اینکه قطعات بسیار پیچیده است و ما سر همین موضوع شوخیهایی هم با هم داریم، اما نوازندگان ما، بهخصوص سازهای کششی موقع نواختن، درگیر حس و حال میشوند. خودِ بنده هم همینطور. نکتهی دیگری که راجع به این تصانیف وجود دارد این است که اگر هر کدام از نوازندهها حتی لحظهای غفلت کند، نمیتواند از دیگری کمک بگیرد. چون خطهای آهنگها طوری است که هر کس روی کار خودش تمرکز دارد. این است که بچهها باید با تمرکز خیلی بالا این قطعات را اجرا کنند. برای من هم همین قضیه ممکن است اتفاق بیفتد. امیدوارم با تمرینهایی که داشتیم، این اجراها را به خیر بگذرانیم. [خنده]
آقای شجریان، با توجه به اینکه آقای قمصری گفتند بهدنبال راههای جدید در موسیقی ایرانی هستند و نمیخواهند از مسیر پر ترافیکی که دیگران در آن حرکت میکنند، بروند؛ و با توجه به اینکه ۶۰ دقیقه آواز برای جامعهی امروز سنگین است و آن کشش وجود ندارد؛ میخواستم ببینم شما دربارهی آواز سنتی ایرانی چه تفکری دارید؟
آواز ایرانی به آن شکل ساز و آواز، خیلی پختگی میخواهد تا آن اتفاقاتی که قبلاً مثلاً در همکاری پدر و آقای لطفی میافتاد تکرار شود و اثری مثل «عشق داند» یا نمونههای دیگر خلق شود. امروزه کار باید خیلی قوی و سطح بالا باشد که بتواند شنوندهای را که آن کارها در ذهنش هست، ارضا کند. من حقیقتاً اعتقاد دارم اگر میخواهیم به آن سمت برویم، اگر نمیتوانیم چیز بهتری ارائه بدهیم، حداقل خرابش نکنیم و چیز بدی ارائه ندهیم. ![]()
- همایون شجریان
همایون شجریان: من در این یکی دو سال اخیر کارهای متفاوتی را ارائه کردهام. آخرینش هم همین «شوقنامه» بود که واقعاً کار سنگینی است و شاید خیلیها نپسندند. الآن کنسرتهای مختلفی اجرا میشود، آلبومهای زیادی منتشر میشود، ما خواستیم کاری کنیم که شاید یک مقدار فضا را عوض کنیم. ممکن است خودم دوباره در آینده کاری ارائه کنم که کاملاً سنتی و آوازمحور باشد؛ ولی برای این مقطع و این کنسرت خاص، ما چنین تصمیمی گرفتهایم. این نیست که بگوییم از این به بعد ساز و آواز نداریم یا دورهاش گذشته؛ شاید در آینده به سمت و سوی دیگری برویم. به هر حال وقتی امکان این تجربههای جدید فراهم میشود، برای من خیلی مغتنم است. فکر میکنم آواز ایرانی به آن شکل ساز و آواز، خیلی پختگی میخواهد تا آن اتفاقاتی که قبلاً مثلاً در همکاری پدر و آقای لطفی میافتاد تکرار شود و اثری مثل «عشق داند» یا نمونههای دیگر خلق شود. امروزه کار باید خیلی قوی و سطح بالا باشد که بتواند شنوندهای را که آن کارها در ذهنش هست، ارضا کند. اما شاید در آینده کنسرتی اجرا کنیم که اصلاً من و آقای قمصری دونفری روی صحنه برویم؛ کمااینکه در ۲۰ دقیقهی اول این کنسرت هم فقط ما دو نفر هستیم. در واقع بهنوعی با همان سنت همیشگیمان شروع میکنیم و بعد وارد فضاهای دیگر میشویم. آواز ایرانی زیباییهای خودش را دارد؛ اما شما باید خیلی حرف برای گفتن داشته باشید که شنونده راضی باشد. آلبومهایی مثل «عشق داند» و «آستان جانان» مدتهاست بیرون آمده... من حقیقتاً اعتقاد دارم اگر میخواهیم به آن سمت برویم، اگر نمیتوانیم چیز بهتری ارائه بدهیم، حداقل خرابش نکنیم و چیز بدی ارائه ندهیم.
آقای قمصری، به نظر میرسد شما در تجربههایی که دارید، بیشتر دنبال تفکر آکادمیک در موسیقی ایرانی هستید و سبک موسیقیهای «حفظ و اشاعه» را زیاد نمیپسندید. میخواستم ببینم در این تجربههای جدید چقدر از آثار آهنگسازان هنرستانی مثل آقای دهلوی و آقای علیزاده الهام گرفتهاید؟
علی قمصری: اولاً من کارهایی را که شما میفرمایید، دوست دارم. اینطور نیست که سلیقهام نباشد. سلیقهی شنیداری من با سلیقهی تجربیام فرق دارد. خیلی کارها را دوست دارم فقط بشنوم، و دوست ندارم تجربهی عملی در آن زمینه داشته باشم. من فقط از دو جور کار دوری میکنم. یکی کارهایی که بهصورت تکبُعدی به سنت تکیه کند و یکی کارهای جدیدی که پایه و اساسی ندارند، یا پایه و اساس اشتباهی دارند. من همیشه سنت را پشتوانه و چراغ راهم میدانم ولی هیچوقت دوست ندارم سنت را تکرار کنم. همینطور از کارهایی که ریشه در فرهنگ خودمان ندارند، دوری میکنم. مثلاً اگر بخواهم موسیقی ایرانی کار کنم، هیچوقت سراغ سبک موسیقی فرانسوی که وارد موسیقی ایرانی شد، نمیروم. هیچوقت سراغ مکتب آقای وزیری نمیروم. بهخاطر اینکه اینها مستقیماً در جهت دوری از هویت موسیقی ملی، وارد موسیقیمان شد و یک شکاف ایجاد کرد. نه سمت سنت هستم، نه سمت مدرنیتهی غلطی که ما را از موسیقی قدیممان دور کرد. سعی میکنم از ردیف دستگاهی آن چیزهایی را که میخواهم برداشت کنم، از آنها بهعنوان مواد خام استفاده کنم و حرف تازهای بزنم.
آقای شجریان، با توجه به اینکه قرار است این کنسرت را در خارج از کشور هم برگزار کنید، آیا هدفتان این هست که این شیوهی جدید در موسیقی ایرانی را به هنردوستان کشورهای دیگر ارائه دهید؟ آیا قصد دارید با این ایدهی فعلی، موسیقی ایرانی را جهانی کنید؟
همایون شجریان: من فکر میکنم در خارج از ایران، این کنسرتها موفقتر خواهد بود. بهعلت اینکه سلیقهی شنیداری آدمهای آنجا با اینکه به سنتها و موسیقیشان علاقهمندند، کمی تفاوت کرده است. ما در این کنسرت تمام لذتهایی را که اینها از موسیقیهای دیگر بردهاند، در اختیارشان قرار میدهیم؛ ضمن اینکه آن زمینه را حفظ کردهایم و چیز بیهویتی را روی صحنه نمیبریم. خودم یادم هست که یک بار کنسرتی رفتم که وسط اجرا، یکدفعه با خودم فکر کردم که خب من اگر میخواستم فرضاً کنسرت هندی ببینم، میرفتم بهترینش را در هند نگاه میکردم. من آمدهام موسیقی ایرانی بشنوم. اگر قرار است از فضاهای موسیقی هندی استفاده شود، باید جوری باشد که من احساس کنم دارم حرفی را میشنوم که جای دیگری نمیشنوم. چرا که من اگر بخواهم نیمساعت تکنوازی موسیقی هندی را گوش کنم، میروم بهترین موزیسین را انتخاب میکنم، از دو ماه قبل بلیتش را اینترنتی میخرم و میروم به این شکل لذت میبرم. اینها همه برای من درس است که در کار خودم هم رعایت کنم و ایراداتم را برطرف کنم. برای همین گفتم آقای قمصری بهترین گزینهای بود که میتوانست تمام این نکات را هم لحاظ کند. امیدوارم این حرفهایی که ما زدیم، در آخر همهاش حرف از آب در نیاید [خنده] در عمل هم مخاطبین به این نتیجه برسند که واقعاً اینطور بوده. چون یکسری مسائل در سر آدم هست و یک تلاشهایی میکنیم؛ اما دیگران ممکن است قضاوت متفاوتی داشته باشند. ما هیچگونه ادعایی نداریم.
علی قمصری: در راستای همین صحبت آقای شجریان بگویم که من امیدوارم مخاطبان با حداکثر انتظاراتشان در سالن کنسرت حاضر باشند؛ امــا بدون پیشداوری. مثل ظرفی که خالی باشد و ما بتوانیم چیزی در این ظرف بریزیم. آنقدر این ظرف از پیشداوریها پر نشده باشد که ما نتوانیم از تلاشمان نتیجه بگیریم. تنها انتظار ما از مخاطب همین است.
آقای قمصری، شما گفتید آواز «گناه عشق» دیباچهای بود برای این کنسرت. این را صرفاً از جهت تکنیکال گفتید یا آنموقع بهخاطر ترس از بازخوردهای منفی هم بوده؟
علی قمصری: اینطور نبوده که از زمان آواز «گناه عشق»، ما به فکر این تجربه باشیم. آنموقع صحبتش بود که چنین تجربهای داشته باشیم؛ ولی ترس از بازخورد نه آنموقع داشتیم، نه الآن. ما آنموقع واقعاً ترسی از بازخورد منفی نداشتیم؛ هرچند بازخوردهای منفی هم دربارهی آن کار وجود داشت. اما این انتقادات بیشتر در این جهت بود که چرا ساز گیتار باید وارد موسیقی ایرانی شود. یعنی انگار مشکل سر سازی با ششتا سیم بود و هیچ انتقادی مبنی بر اینکه چرا محتوای موسیقی فلامنکو باید در کنار موسیقی ایرانی قرار بگیرد، ندیدم. اگر این انتقاد دوم مطرح میشد، راحتتر میتوانستم جواب دهم ولی اینکه چرا یک ساز بهعنوان یک ابزار وارد موسیقی ما شده، انتقاد درستی نیست. چرا این انتقاد راجع به ویلن مطرح نمیشود؟ ویلن و گیتار از این نظر شرایط متفاوتی ندارند. هر دو سازهای غیرایرانی هستند.
آقای قمصری شما در «نقش خیال» و «آب، نان، آواز» نشان دادهاید که چندان به سنت وفادار نیستید؛ اما احساس میکنم در این کار جدید انگار به موسیقی ایرانی هم وفادار نیستید. این برداشت درست است؟
من خودم اگر مخاطب گروه همنوازان حصار بودم، نمیگفتم که اینها از سنت چشمپوشی کردهاند. اتفاقاً میگفتم دارند برای سنت کار میکنند، نه اینکه از سنت برای معروفیت خودشان بکنند. ما برای اعتلای سنت کار میکنیم. اگر کارمان را درست انجام دهیم، ممکن است در سالهای آینده تبدیل به سنت شود و آیندگان بگویند سنت این است و بخواهند از کارهای ما رد شوند. در آینده هم نسل بعد از ما باید از آثار دورهی «عارف» و «شیدا» عبور کنند؟! طبیعتاً باید از دورهی ما رد شوند. ![]()
- علی قمصری
علی قمصری: اتفاقاً برعکس [خنده]. ما در خیلی از کشورهای خارجی اجرا داشتهایم و وقتی کار ما را با این مختصات جدید شنیدند، خیلی بیشتر برای موسیقی ایرانی احترام قائل شدند و احساس کردند موسیقی ایرانی فقط ملودی نیست. موسیقی ایرانی چندصدایی و کنترپوان هم پشتش هست که قابل تحصیل است. به نظر من خیلی فرق میکند که یک غیرایرانی شما را یک خط ببیند، یا شما را سهبعدی ببیند. قضاوت این با مردم است که «احترام به سنت» را این بدانند که من یک کار از مرحوم درویشخان روی صحنه اجرا کنم که قبلاً همه شنیدهاند و برایشان خاطره است، یا اینکه بخواهم حرف تازهای بزنم؟ راجع به هارمونی موسیقی ایرانی حرف بزنم. یا اینکه گروه وارد تجربههای جدید شود و خودش را در معرض تیغ قرار دهد. من خودم اگر مخاطب گروه همنوازان حصار بودم، نمیگفتم که اینها از سنت چشمپوشی کردهاند. اتفاقاً میگفتم دارند برای سنت کار میکنند، نه اینکه از سنت برای معروفیت خودشان بکنند. ما برای اعتلای سنت کار میکنیم. اگر کارمان را درست انجام دهیم، ممکن است در سالهای آینده تبدیل به سنت شود و آیندگان بگویند سنت این است و بخواهند از کارهای ما رد شوند. در آینده هم نسل بعد از ما باید از آثار دورهی «عارف» و «شیدا» عبور کنند؟! طبیعتاً باید از دورهی ما رد شوند. اگر قرون وسطی به سمت رنسانس حرکت نکند، چه فایدهای دارد؟
همایون شجریان: در همین جهت میشود کارهای مختلفی کرد. شما یک تصنیف قدیمی مثل «مرغ سحر» را فرض کنید که آقای قمصری آن را به آن شیوه اجرا کردند. کلام و ملودی ثابت است؛ ولی تنظیم کاملاً فرق دارد. حتی ممکن است شما روی ملودی یک تصنیف قدیمی هم تغییراتی ایجاد کنید؛ اما مخاطبی که میشنود میگوید این همان تصنیف است ولی تغییراتی دارد. در کنار این، تصانیف تازهای بوده که خود آقای قمصری ساختهاند که از لحاظ ساخت ملودی، خاص هستند. مثلاً در همین کار ما تصنیفی داریم به نام «نه گریهای نه خندهای» که فرمش با تصنیف دیگری بهنام «شرم و شوق» بسیار متفاوت است. تکنیک ساخت ملودیشان کاملاً با هم فرق دارد. یا باز در تصنیف دیگری بهنام «دلافروزتر از صبح» که حال و هوای موسیقی خراسانی دارد، شیوهی آهنگسازی از لحاظ ملودی کاملاً متفاوت است. شما همیشه یک زمینهای را مثل نخ تسبیح حفظ میکنید و اینها را به هم ربط میدهید.
آقای قمصری، شما گفتید نمیتوانید مشخص کنید موسیقی این برنامه در چه دستگاهی است؛ اما میتوانید بگویید بیشتر به کدام دستگاه نزدیک است؟
علی قمصری: میتوانم بگویم بیشتر در دستگاه همایون و آواز شوشتری حرکت میکنیم و این را بهعنوان دستگاه اصلی در نظر گرفتهایم و از آن نقبی میزنیم به جاهای مختلف و دائم به فضاهای دیگر پل میزنیم. منتها پلهای خیلی کوتاهی هستند؛ چون پلهای محکم هارمونیک هستند، نه پلهای ملودیک. تا بهحال در کارهای مرکب، معمولاً پلها ملودیک بودند و همیشه یک پل وجود داشته. مثلاً اگر میخواستیم از دستگاه ماهور به دستگاه شور برویم، یک گوشهای به اسم «دلکش» بوده که همیشه اول باید چند دقیقه در دلکش اجرا میکردیم تا به مقصد برسیم. مُدگردی و تغییر تونالیته همیشه از درون گروه اتفاق میافتد. یعنی آهنگساز احساس میکند اینجا باید یک تحول اتفاق بیفتد و گاهی آهنگساز میخواهد یک تحول آنی انجام دهد. طبیعتاً با آن پروسهی کلیشهای و طولانی، جواب نمیدهد. البته بعضی موقعها آن پروسه درست و لازم است؛ ولی گاهی آن پروسهی طولانی جوابگوی تحول و نوسان درونی آهنگساز نیست. آهنگساز میخواهد بگوید یک... دو... و در ضربهی سوم وارد یک خانهی دیگر شود. تنها راهکارش هم این بود که از راه هارمونیک استفاده کنیم؛ منتها نه هارمونی غربی، بلکه هارمونی موسیقی ایرانی که کاملاً در این کار مشهود است.
همایون شجریان: در این باره یک توضیح تکمیلی میدهم که در شروع اجرا که من و آقای قمصری روی صحنه میآییم، تقریباً با راستپنجگاه شروع میکنیم و اشارههایی به حالات آن داریم. تا میرسیم به جایی که شعر میگوید: «داوری نیست که از وی بستاند دادم...» بلافاصله بجای اینکه جواب در ماهور یا راستپنجگاه داده شود، آقای قمصری در بیات اصفهان جواب میدهد؛ چرا که ما احساس کردیم این موضوع میتواند ضمن غافلگیر کردن شنونده، معنای شعر را بهتر برساند. یعنی در جهت معنای شعر، این مدولاسیون انجام میشود. بعد که دیگر نوازندگان اضافه میشوند، من یک خط آواز نوا میخوانم و بلافاصله مدُگردی میشود روی یک آواز بیات ترک. بعد هم میرویم در فضای شوشتری که آقای قمصری گفتند و بعد وارد شور و دشتی میشویم. در نهایت، اجرا در بیات اصفهان تمام میشود.

در پایان این نشست یکساعته، محمدعلی رفیعی دربارهی چگونگی انتشار این مجموعه توضیح داد: «چون پروسهی اداری کارها باید طی شود، ممکن است انتشار مجموعه بهصورت سیدی چندین ماه طول بکشد. ما امیدواریم قبل از عید این اتفاق بیفتد٬ اما زمان دقیقش را نمیتوان از حالا اعلام کرد.» وی ضمن تأکید روی تمدید این کنسرت در آینده، اضافه کرد: «ما برنامههایمان را بهخاطر استاندارد بودن تالار وحدت در آنجا تمرکز دادهایم و متأسفانه سالن استاندارد دیگری نداریم که بتوانیم با خیال راحت در آنجا برنامه اجرا کنیم؛ که این واقعاً جای افسوس دارد. ما پیشنهادات زیادی از شهرستانهای مختلف داشتیم که در سالنهای ورزشی کنسرت اجرا کنیم؛ اما برای ما تجربه شده که به هیچ وجه در سالنهای ورزشی کنسرت ندهیم. اگر قرار است کاری انجام دهیم، شأن آن را حفظ کنیم. اگر قرار است در یک تالار کوچک ۴۰۰ نفر برنامه را ببینند، این ۴۰۰ نفر با یک خاطرهی خوب از سالن بروند. سعی ما همیشه این بوده است.»
شجریان هم در تأیید صحبتهای مدیر برگزاری کنسرت ادامه داد: «تالار وحدت تنها سالنیست که از همه جهت یک سالن استاندارد است و هم شنوندگان در آن لذت بصری میبرند و هم اگر اتفاق عجیبغریبی نیفتد، در آنجا صدای خوبی شنیده میشود. ما ترجیح میدهیم به تالار وحدت با همین گنجایش ۷۰۰، ۸۰۰ نفری اکتفا کنیم.» رفیعی هم با بیان دشواریهای برگزاری کنسرت در شهرستانها خطاب به خبرنگاران گفت: «محدودیتهایی که ما در شهرستانها داریم بسیار متفاوت است. امیدوارم مشکل حضور خانمها در گروه، برای بقیهی شهرستانها حل شود. ما در شیراز و اصفهان و نیشابور و بسیاری شهرستانها نمیتوانیم با حضور نوازندگان زن کنسرت داشته باشیم و این ما را مجبور میکند نوازندگان جایگزین بیاوریم و تمرینها را از اول شروع کنیم و این بسیار به کار ضربه میزند.»
به گفتهی محمدعلی رفیعی، قیمت بلیتهای این کنسرت ۲۰، ۳۰، ۴۰ و ۵۰ هزار تومان است که عوارض شهرداری هم در آن گنجانده شده است. رفیعی خاطرنشان کرد: «مخاطبان ما متأسفانه خیلی مسائل را نمیدانند. وقتی بلیت میفروشیم، عوارض و هزینههای بسیار دیگری هم داریم. ما اول میخواستیم مبلغ کمتری تعیین کنیم، اما دیدیم مشکلآفرین میشود.» وی، سیاست کلی شرکت دلآواز را پایین نگه داشتن قیمت بلیتها دانست و توضیح داد: «شرکت دلآواز مخاطبان بسیار گستردهای دارد و طبق آمار ما از شهرستانهای بسیار دور و طیف وسیعی از جامعه مخاطب داریم. بنابراین سعی میکنیم کنسرتهایمان را طوری برگزار کنیم که این مخاطبان بتوانند در کنسرتها شرکت کنند. در شهرستانها هم همیشه این موضوع را لحاظ میکنیم. ما در هر شهرستانی میتوانیم بهای بلیت را بالا تعیین کنیم، اما این به کار ضربه میزند؛ چون فقط قشر خیلی خاصی میتوانند به کنسرتها بیایند؛ بنابراین این کار را نمیکنیم.»
گفتنیست فروش اینترنتی بلیت این کنسرت از ساعت ۱۲ ظهر روز شنبه، ۲۱ آبان، مطابق معمول با تأخیر نسبت به زمان اعلام شده، در سایت سیگذر آغاز شده است. همچنین علاقهمندان میتوانند از طریق تماس تلفنی با مراکز زیر، بلیت کنسرت را تهیه نمایند:
- دلپخش (وزرا)
۸۸۷۱۷۳۵۰- فروشگاه دنیا (میدان قدس)
۲۲۷۴۷۶۱۶- دارینوش (قلهک)
۲۲۰۰۰۴۰۰- پردا سیستم (اکباتان)
کنسرت همایون شجریان و همنوازان حصار به سرپرستی علی قمصری در روزهای ۲۵ ، ۲۶ ، ۲۷ ، ۲۹ ، ۳۰ آبان ماه در تالار وحدت برگزار می شود.
این کنسرت رپرتوار جدیدی از ساخته های علی قمصری است. آغازگر این کنسرت قطعه ساز و آواز همایون شجریان و تار علی قمصری است و در ادامه گروه نوازی همنوازان حصار اجرا می شود
.
فروش اینترنتی بلیت این کنسرت از شنبه ، ۲۱ آبان ، ساعت ۱۰ صبح در سایت www.sigozar.com آغاز می شود.
لعیا اعتمادی (ویولون آلتو) ، آتنا اشتیاقی (ویولون سل) ، نگار خارکن (کمانچه)، مصباح قمصری (بم کمان)، بهمن آقاخان (گیتار فلامینگو)، همایون نصیری (سازهای کوبه ای)، آیین مشکاتیان (تنبک و کوزه)، حسین رضایی نیا (دف) و علی قمصری (تار ، گیتار و دیوان) نوازندگانی هستند که همایون شجریان را در این کنسرت همراهی می کنند.
مراکز فروش بلیت:
دلپخش (ورزا) ۸۸۷۱۷۳۵۰
فروشگاه دنیا (میدان قدس) - ۲۲۷۴۷۶۱۶
دارینوش (قلهک) - ۲۲۰۰۰۴۰۰
پردا سیستم (اکباتان) - ۴۴۶۴۷۹۰۵

|
روابط عمومی شرکت فرهنگی و هنری دلآواز
برگزاری کنسرت گروه همایون شجریان و همنوازان حصاربه سرپرستی علی قمصری در شهرتبریز منوط به اخذ مجوز اماکن این شهر است.
در
پی تماس علاقه مندان با شرکت فرهنگی وهنری دل آواز جهت اطلاع از کنسرت این
گروه در شهر تبریز ، روابط عمومی این شرکت به اطلاع هنردوستان می رساند که
مجوز برگزاری کنسرت در تاریخ های 10، 11، 12 شهریور ۱۳۹۰ در شهر تبریز از
سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این استان صادر شده است. اما پس گذشت بیش
از یک هفته، هنوز مجوز اماکن شهر تبریز صادر نشده است.
بعد از صدور مجوز اماکن اطلاعات بیشتر از طریق همین سایت برای علاقه مندان ارسال خواهد شد.
گفتنی
است این برنامه شامل قسمتهایی از آلبومهای "نقش خیال" و "آب، نان، آواز"
براساس اشعاری از .سعدی، مولانا،هاتف اصفهانی و دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی
است.
همایون شجریان و گروه همنوازان حصار پیش از این در شهر های
قزوین، تهران، اصفهان، شیراز، نیشابور، بندرعباس به اجرای برنامه پرداخته
بودند.
منبع:دل آواز
تور اروپایی محمدرضا شجریان و گروه
شهناز به سرپرستی مجید درخشانی از 25 شهریور با اجرای قطعات جدید آغاز و در
دو بخش اجرا می شود. اجرای بخش اول در دستگاه سه گاه و بخش دوم در آواز
بیات اصفهان خواهد بود.
آغازگر بخش اول، قطعه آرام پيش درآمد از
ساختههاي مجيد درخشاني است که با اجراي درآمد و زابل، با كمي تندتر شدن
ریتم به تصنيف «ساقي نامه» از ساختههاي محمدرضا شجريان با تنظیم مجيد
درخشاني میرسد. «ساقي نامه» فرمی بسيار قديمي است که در رديف موسيقي
ايراني که در برخي دستگاهها اجرا ميشود. محمدرضا شجريان با استفاده از
اين فرم براي اولين بار در دستگاه سه گاه، این تصنیف را ساختهاست.
در
قسمت بعدي ساز و آواز به صورت بداهه در درآمد زابل و مويه و... اجرا
میگردد. در قسمت سوم، چهارمضراب در دستگاه سه گاه ساخته مجيد درخشاني در
گوشههاي درآمد، زابل، مويه، مخالف و... توسط گروه اجرا ميشود. (چهار
مضراب فرمی بسيار قديمي است كه ریتم آن سريع و تند است.)
قسمت چهارم،
ساز و آواز بداهه در مخالف و مغلوب و.... كه اوج سهگاه است اجرامیشود.
در قسمت پنجم مقدمهاي در وزن دو چهارم ساخته مجيد درخشاني اجرا ميگردد
كه پيش درآمدي است براي تصنيف «ساكن جان» اثر محمدرضا شجريان. ریتم این
تصنيف شش هشتم كنداست و برروی شعر زیبای مولانا ساخته شده است، این تصنیف
پایان بخش قسمت اول برنامه خواهد بود.
بخش دوم با پيش درآمد شوشتري در
آواز بیات اصفهان اثر استاد جليل شهناز (که نام گروه به پاس احترام به هنر
ماندگار ایشان انتخاب شده است) در شش هشتم كند آغاز ميشود. این پيش
درآمد براي گروه توسط مجید درخشانی تنظيم شده است. سپس ساز و آواز به
صورت بداهه اجرا ميشود. در ادامه چهار مضراب اصفهان از ساختههاي محمدرضا
شجريان در ميزان شش شانزدهم با تنظيم مجيد درخشاني اجرا ميگردد. سپس ساز و
آواز به صورت بداهه خواني و بداهه نوازي اجرا شده و پس از آن تصنيف «فكر
عشق» ساخته محمدرضا شجريان روي شعر حافظ با ضرب آهنگ و حال و هواي تصانیف
قديمي موسيقي ايران با تنظيم مجيد درخشاني توسط گروه اجرا ميشود.
در
دو بخش آخر ابتدا قطعه «خروش عشاق» در عشاق اصفهان است که با ميزان بندي
بيست تایی گاهي به صورت ده تایی به همراه ساز و آواز بداهه اجرا میشود.
سپس تصنيف اصفهان با شعر مولوي ساخته مجيد درخشاني با ريتم لنگ 7 ضربي به
کنسرت پایان می بخشد .
در تور اروپايي ۲۰۱۱، محمدرضا شجريان و گروه
شهناز به سرپرستي مجيد درخشاني در شهرهای استانبول- تركيه(۱۶ سپتامبر
۲۰۱۱)، آمستردام – هلند(۳۰ سپتامبر ۲۰۱۱ )، بروکسل – بلژیک(۱ اکتبر ۲۰۱۱)،
ماینز – آلمان(۳ اکتبر ۲۰۱۱)، برلین – آلمان(۱۴ اکتبر ۲۰۱۱)، هامبورگ –
آلمان(۱۵ اکتبر ۲۰۱۱)، لندن – انگلستان(۱۸ اکتبر ۲۰۱۱)، ادینبورگ –
انگلستان(۱۹ اکتبر ۲۰۱۱)، مونیخ – آلمان(۲۱ اکتبر ۲۰۱۱)، وین – اتریش(۲۲
اکتبر ۲۰۱۱)، گوتبرگ – سوئد(۲۷ اکتبر ۲۰۱۱)،استکهلم – سوئد(۲۹ اکتبر ۲۰۱۱)،
کلن – آلمان(۳۰ اکتبر ۲۰۱۱) اجراي برنامه خواهند داشت
منبع:دل آواز
تابستان سال 1358 محمدرضا شجریان در استودیو ربنا را بدون تکرار در ضبط خواند تا مشقی برای هنرمندان شود. اما این اثر بدون اجازه استاد آواز ایران به پخش رسید. اثری که در 32 سال اخیر به راحتی جای خود در دل های مردم پیدا کرد و امروز به عنوان اثری ماندگار شناخته می شود.
*32 سال از ساخت ربنا می گذرد، بعد از گذشت این مدت، هنوز این آواز شنیدنی و خاطره برانگیز است، ایده اول ساخت این کار چگونه شکل گرفت؟
سال 58 تغییرات و تحولاتی در رادیو مخصوصا در بخش موسیقی در حال شکل گیری بود. در آن سالها مدیران راديو تصمیم داشتند تولید موسیقی در رادیو را تعطیل کنند و تولید شده های بیرون را بخرند. جلساتی با مدیران رادیو گذاشتیم و در این جلسات خیلی تلاش کردیم مدیران را راضی کنیم که نیروهای خوب را نگه دارند و عده دیگر را بازنشسته کنند. در این جریانها بود که رئیس وقت رادیو آقای وجیهاللهی که فردی تحصیلکرده و روشنفکر بود از من موکدا و مرتبا می خواست با توجه به تغییرات و تحولات سیاسی و مذهبی ایران برای پخش آثار جديد قبل از افطار طرحی انجام بدهم. آنها نمیخواستند آثار دوره قبلی را پخش کنند. به ایشان گفتم سالهاست من از آن فضا دور شدم و راه من با موسیقی و ارکستر تعریف شده است و این کار الان من نیست. اما ایشان گفت که فقط شما میتوانيد و ما تنها شما را داریم و از من خواست برای دم افطار، مناجاتها و اذان کاری انجام بدهم. من خودم را از وزارت کشاورزی آن دوران به رادیو منتقل کرده بودم و کارمند رادیو محسوب میشدم. پذیرفتم اینکار را انجام بدهم. کلاسی برای افرادی که قرار بود دعای سحر و مناجات بخوانند گذاشتم که با این افراد نحوه درست خواندن را کار کنم. تابستان سال 58 بود که آموزش این عده را شروع و پس از مدتی هم ضبط این آثار را آغاز کردم. قرار شد براي دم افطار هم برنامه ضبط كنيم و از من خواستند که برای برنامه های دم افطار هم فکری بکنم. برنامههای دم افطار دوران قبل از انقلاب را مرحوم ذبیحی بسیار عالی خوانده بود و من تمام کارهای او را از نوجوانی شنیده بودم و مناجات حضرت امیر را با صدای او از حفظ بودم. با این حال پذیرفتم که این کار را بکنم.
*کار دشواری را پذیرفتید، چرا که تغییر ذائقه مخاطب بسیار دشوار است.
باید بدانیم عادت را از مردم نمیتوان گرفت. مردم به ربنا و دعاي سحر مرحوم ذبیحی و اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی عادت کرده بودند. نمی شد به این راحتی این عادت را در مردم تغییر داد. پس باید براساس آن حال و هوا حرکت می کردم، اما در عین حال ميخواستم اثر ویژگی های خاصي نيز برای خودش داشته باشد تا بتوان این را نیز به مردم بقبولانیم و کار جدید را جایگزین کرد. ظهر آن روز همان آیاتی را که مرحوم ذبیحی خوانده بود پیدا کردم و دو آیه دیگر نیز از سوره آل عمران و بقره پیدا کردم و یک مطالعه ذهنی کردم که چگونه آن را بخوانم تا علاوه بر نزدیک بودن به کار مرحوم ذبیحی کار جدیدی باشد. به این فکر کردم بايد آوازي باشد که علاوه بر اینکه تقلید نباشد، از اصل اثر هم خيلي دور نباشد. مجددا به مسئولان گفتم که سالهاست مخاطب من را به عنوان خواننده آواز میشناسد، اگر بخواهم ربنا بخوانم، اذان بگویم ممکن است مخاطب من را نپذيرد و این کار زیبا نیست. چون مردم فکر می کنند حالا که جمهوری اسلامی سركار آمده، شجريان که تا دیروز آواز می خواند، امروز دعا میخواند و اذان میگوید و ممکن است نپذیرند و از سوی دیگر افراد دیگری که به صدای من عادت کردند هم ممکن است بپرسند که چرا شجریان آواز را رها کرده است و دعا میخواند. برای من این کار بسیار سخت بود. به همین دلیل به آنها گفتم که من به شما کمک می کنم و به دیگران آموزش می دهم تا آنها بتوانند ربنا و دعا بخوانند اما خودم این کار را نمی کنم. قبول کردند. رفتم استودیو و «ربنا» و «مثنوی افشاری» را بدون هیچ تکرار و تصحیحی خواندم. اثر ضبط شده را به 4 نفر از هنرمندان مورد نظر دادم و از آنها خواستم که تمرین کنند تا برای ضبط آماده بشوند. آقای قاسم رفعتی «مثنوی افشاری» را زیبا خواندند. اما با اینکه روانشاد صالحی قرآن خوان حرفهای بودند و صدای خوبی هم داشتند، هرچه تلاش کردند نتوانستند آن طوري كه مد نظر من بود، ربنا را بخوانند. بالاخره با کمک و راهنماییهای من بعد از 20 روز تمرین برای ضبط آماده شدیم و به استودیو رفتيم. در استودیو هم سه نفری که بنا بود ربنا را بخوانند بارها خواندند و نشد تا اینکه من بخشي از ربنا را می خواندم، این بخش را تکرار می کردند تا توانستیم این ربنا را ضبط کنیم. شروع به ويرايش و تصحيح این آثار کردم . از 4 بعد از ظهر تا 3 صبح کارها را تک و تنها در رادیو تصحیح می کردم تا اثر مناسبی برای پخش در ماه رمضان آماده شود. کارها را 2 روز مانده به ماه رمضان آماده کردم و به رئیس رادیو ارائه كردم. اما از همان موقع و حتی قبلتر آن فریدون شهبازیان که کار من را شنیده بودند، اصرار میکردند که با صدای خودم پخش شود. و من هم مصرانه میگفتم که صدای من نباید اینگونه پخش بشود، هیچ اجازه ای به آنها برای پخش ندادم. از همان زمان هم تصمیم گرفته بودم که دیگر در رادیو کار نکنم به آقای وجیهي الهی اعلام کردم که دیگر به رادیو نمیآيم. اما روز اول ماه رمضان دیدم ربنایی را که خودم خوانده ام از رادیو پخش شد.
.jpg)
*یعنی بدون اجازه شما؟
بله. زنگ زدم به آقای وجیهی الهی. دیدم ایشان خیلی خوشحال هستند و می خندند. گفت که این تیر از کمان رها شده و من این را کپی کردم و به همه رادیوها و شهرستانها دادم و همه اینکار را پخش کردند. اعتراض کردم اما او خندید و گفت که ما برنامه به این خوبی را از دست نمی دهیم و اینکار را باید همه مردم بشوند. آن موقع به هیچ کس هم گفته نشد که این اثر را چه کسی خوانده است. به آنها گفتم که هیچ حق ندارید که بگوئید این اثر را من خوانده ام. آن زمان مردم فکر می کردند که این اثر را یکی از قاریان حرفه ای خوانده و من طوری این اثر را خوانده بود که صدای من مشخص نبود. اما هربار که این اثرها پخش می شد من عصبی می شدم، چرا که من این کارها را برای پخش نخوانده بودم و به عنوان درس و آموزش ضبط کرده بودم تا بقیه تمرین کنند. بعد از این هم دیگر رادیو تلویزیون نرفتم و بعدها کلاس های آموزشی ام را در رادیو و تلویزیون تعطیل کردم و تا سال 61 که هیج جا ظاهر نمی شدم، فقط در خانه بودم و به پرورش گل و گیاه می پرداختم.
*به خاطر دلزدگی از پخش این کارها بود که خانه نشین شدید؟
خیر، فضای موسیقی آن دوران، فضایی نبود که ما به آن دل خوش کنیم. ارتباطم را با کانون چاووش هم قطع کرده بودم چرا که در آنجا بعضی ها دیدگاه های سیاسی شان را اعمال می کردند که مورد تائید من نبود. پس از سالها اولین کنسرتمان «آستان جانان» را با پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگفر در سفارت ایتالیا برگزار کردیم که اولین کار من بعد از انقلاب بود.
*و در این مدت ربنا هم همچنان پخش می شد؟
بله همچنان ربنا با صدای من پخش می شد.
*کی اعلام کردید که خواننده این اثر شما هستید؟
زمانی که دیدم مردم این کار را خیلی دوست دارند و هی می پرسند که این اثر را چه کسی خوانده است. وقتی به اطرافیان و به شکل خصوصی می گفتم که این اثر را من خوانده ام و بدون اجازه من پخش شده، همه تعجب می کردند که چطور من این کار را خوانده ام. اما زمانی که دیدم مردم متوجه می شوند که من اینکار را به این دلیل نخواندم که با شرایط روز خودم را هماهنگ کنم، اعلام کردم که این اثر را من خوانده ام.
*بازتاب ها چطور بود؟
مردم هرگز از من ایراد نگرفتند که چرا این اثر را خواندی، همه میگفتند که چه کار زیبا و دلنشینی است. یکی از دوستان تعریف می کرد که یکی از قاری های بزرگ مصر به اسم غَلوَش در ایران بوده که ربنا را می شنوند. از این کار یک کپی می خواهد تا ببیند می تواند این را بخواند یا نه؟ بعد از دوسال دوستم او را مجددا می بیند و این قاری به او می گوید «کار من نیست.» چرا كه خواندن اوجی که در خواندن ربنا هست کار هر خواننده ای نیست.
*در آلبوم «به یاد پدر» ربنا هم هست، آیا این اثر را باز خوانی کردید یا همان ربنا اولیه را حفظ کردید؟
نه همان ربنا را گذاشتم. من هرگز این اثر را بازخوانی نمی کنم. چرا که مردم با آن کار ارتباط گرفته اند و نت به نت زمان بندی آن را می شناسند.
*لحن ربنا را چگونه انتخاب کردید؟
لحنی که من برای این اثر انتخاب کردم چیزی بین قرائت قرآن و آواز خواندن است. چون کلمات عربی خوانده می شود باید موسیقی متناسب خودش انتخاب بشود، با اینکه من این لحن را به خوبی بلدم اما نمی خواستم که صرفا لحن ربنا قرائت قرآن باشد. من این لحن را به خوبی بلدم ومی خواستم که ربنا ایرانی پسند باشد. به عنوان مثال اذان موذن زاده اردبیلی بیات ترک است و به همین دلیل مردم این اذان را دوست دارند. من هم مرکب خوانی و سه گاه را برای ربنا انتخاب کردم که هم در قرائت قرآن از آن استفاده می کنیم هم در آواز. تا هم کسی كه به عربی و قرآن آشنا است لذت ببرد و هم کسی که از آواز ايراني شناخت دارد.
*سالها ربنا پخش می شد بدون اینکه نامی از شما برده شود و طبیعتا در این مدت با شنیدن ربنا احساس کردهاید که می شد این قسمت را بهتر خواند، می خواهم بدانم که چه زمانی دلتان با پخش این اثر صاف شد؟
5 یا 6 سال که از پخش ربنا گذشت، به این حس رسیدم که ای کاش آن زمان ضبط بعضی از قسمت ها را تکرار می کردم تا کیفیت کار بهتر می شود. به این فکر رسیدم حالا که مردم با ربنا ارتباط برقرار کرده اند، مجدد ربنا را ضبط کنم و اشکالات ریز آن را برطرف کنم. اما فکر کردم که در این 5 سال مردم به این ربنا عادت کرده اند و نت به نت آن را حفظ هستند. اگر بخواهم آن را مجدد بخوانم، هرچند بهتر و پختهتر خواهم خواند، اما مردم آن ربنا را پذیرفته و دوستش دارند و من هر کاری بکنم نمی توانم ربنای جدید را جایگزین ربنای قدیم بکنم. بنابراین فکر کردم بهتر است من به عادت مردم احترام بگذارم، و به دنبال این نروم که ربنا را دوباره بخوانم، من که از اول دوست نداشتم صدای من اینطوری پخش بشود. اما زمانی که دیدم مردم با آن ارتباط گرفته اند و حال و هوایی با ربنا دارند فکر کردم، بهتر است ربنا به همان شکل اول خود باقی بماند. اما سوال من اینست که کسانی که در رادیو و تلویزیون تصمیم گیرنده هستند و اغلب هم تصمیمات بسیار ناآگاهانه و ناشیانه میگیرند چرا به این نکته توجه ندارند که نمیتوانند عادت مردم را از آنها بگیرند. من به احترام سیلقه مردم به خودم اجازه ندادم که بیایم ربنای بهتری بعد از 6 سال بخوانم اما این افراد چطور می توانند ربنای دیگری به جای آن بگذارند. بهتر است آنها کار دیگری تولید کنند تا بتوانند جایگزین ربنای فعلی بشود. می دانم که در رادیو و تلویزیون بسیار هزینه کردند تا ربنای شجریان را کس دیگری بخواند. اما باید بگویم که ربنایی که من خواندم و مردم آن را قبول کرده اند به این راحتی جایگزین نمی شود، مگر یک نفر دیگر بیاید چیزی دیگری بخواند.
*عادت مردم را به این سرعت نمی توان تغییر داد، خصوصا اینکه نزدیک به 30 سال است که ربناي شما با ماه رمضان عجین شده است.
مردم 30 سال است با این ربنا پای سفره افطار می نشیندند و با آن خاطره دارند. من هرگز به خودم اجازه ندادم که این ربنا را از مردم بگیرم و آن را از آنها دریغ کنم. سال 74 در نامه ای به آقای لاریجانی، رئیس وقت تلویزیون نوشتم که تنها موردی که اجازه می دهم صدای من از تلویزیون پخش شود، ربنا است که من آن را به مردم هدیه داده ام. من از این ربنا نه بهره ای می برم و نه شهرتم را زیادتر می کند، من کارم را 32 سال پیش انجام داده ام و آن را به مردم هدیه داده ام. حالا برای ثواب یا وجدانم باشد این ربنا مال مردم است و من هم اجازه ندارم این را از مردم دریغ کنم. به همین دلیل رادیو و تلویزیون هم نمی تواند ربنا را از مردم دریغ کنند یا ربنای دیگری را جایگزین آن کند.
* قبل از انقلاب، مرحوم ذبیحی ربنا و دعای مناجات قبل از افطار را خوانده بود و طبیعتا هم مردم به آن صدا عادت کرده بودند، اما امروز مخاطبان ربنای مرحوم ذبیحی نيز به ربنای شما عادت کرده اند. چه کردید که بتوانید این روند را تغییر بدهید.
هنرمند باید کارش را خوب بلد باشد. من از کودکی خواندن قرآن را آموخته بودم و با آن زندگی کرده بودم و تمام وجودم خوانندگی در آن زمینه بود. از 18 سالگی به بعد که از خانه پدر بیرون آمدم، راه موسیقی پیش گرفتم در حالیکه پیش از آن خواندن قرآن مثل زبان مادریام بود. از سوی دیگر کارهای مرحوم ذبیحی را شنیده بودم و کارهای قاریهای بزرگ عرب را شنیده و تمرین کرده بودم و این کار را خوب بلد بودم. در کار ما همه چیز در تکنیک خلاصه نميشود. اگر کارتان را خوب بلد باشید و از روی صداقت کار کنید روی مردم تاثیر خیلی خوبی خواهد گذاشت. احتمالا این موارد روی مردم تاثیر گذاشته است و باعث شده که ربنا جاودانه بشود. زمانی که ربنا را خواندم برایم حالت مناجات داشت.
*یعنی ارتباط درونی برایتان شکل گرفته بود؟
ارتباطی از ته دل بود. مثل فردی که دم افطار با خدای خودش نجوایی دارد. زمانی که آدم می خواهد با خدای خودش حرف بزند با خلوص کامل حرف می زند. زمانی که این حال و هوا درست در درون انسان باشد، حتی اگر صحبت هم بکند، قطعا تاثیر خودش را می گذارد. سوای آن من تکنیکهایی بلد بودم و تجربیاتی داشتم که قطعا در کار تاثیر می گذاشت. صرف نظر از ربنا، من در دیگر برنامه های موسیقی نيز مردم و هوش آنها را باور دارم و میدانم که مردم هوشمند هستند. زمانی که به این موارد اعتقاد دارید دیگر نمیشود به مردم دروغ گفت و به همین دلیل مردم شما را باور میکنند. من کار سیاسی نمیکنم اما به عنوان هنرمندی که در جامعه زندگی میکند حق دارم که شرایطی را که در جامعه پیش میآيد قضاوت کنم. قاضی که نباید قوم و خویش یکی از طرفین باشد؛ قاضی در هر صورت قضاوتش را میکند. من به عنوان یک داور درباره اينكه مردم چه می خواستند و چگونه جواب شنیدند اظهار نظر كردم. حالا اگر مسئولان عصبانی هستند، باشند. حقیقت را كه نمیشود کتمان کرد. وقتی راه درست را میرویم تحت هیچ شرایطی نمی توانيم آن راه را عوض كينم. این اعتمادی که مردم به من و صدای من دارند، باعث شده که جایگزین کردن ربنا دشوار و حتی غیرممکن شود. من ربنا را به مردم هدیه کردم و مال مردم هم هست، اگر ربنا را تلویزیون و رادیو پخش نکند، مردم خودشان آن را پخش میکنند.
*این دومین بار است که شما پخش آثارتان را از رسانه تلویزیون و رادیو ممنوع کردید، اولی مربوط به سال 74 بود اما قبلتر از آن نوروز 73 شما به تلویزیون آمدید وحتی دعای تحویل سال را خواندید. در این فاصله یکساله چه پیش آمد که این عکسالعمل شما را در پی داشت؟
من از روز اول دوست نداشتم که صدای من از رادیو و تلویزیون پخش شود. می دانم تصنیف سپیده یا ایران ای سرای امید را خود آقای لطفی به تلویزیون داد که پخش بشود. چرا که این یک کنسرت بود و نوار ضبط شده آن را فقط من، آقای لطفی و کانون چاووش داشتیم. تا یک روز از لطفی پرسیدم که تلویزیون این تصنیف را چطوری به دست آورده؟ گفت که من دادم. یادم هست به لطفي گفتم که اشتباه کردی و من دوست ندارم صدای من از رادیو و تلویزیون پخش بشود. اواخر سال 57 و اوایل سال 58 خیلی از افراد اصرار می کردند که من در رادیو بخوانم اما من قبول نمی کردم. اما صدای من و کارهای من را پخش می کردند. یادم هست سال 59 یا 60 بود که محمد هاشمی رييس وقت صدا و سيما به اطرافیان من پیغام می داد تا من در رادیو و تلویزیون کار کنم. من کاری با تلویزیون نداشتم، فقط می رفتم در رادیو تدریس می کردم. چرا که من به رادیو و تلویزیون برای تدریس و تحقیق در آرشیو منتقل شده بودم. هرچند که رئیس موسیقی رادیو از من خواهش می کرد که من در شوراها شرکت کنم اما من نمی رفتم. حتی برای من ابلاغیه فرستاد باز من نرفتم. و گفتم که من فقط تدریس میکنم، شاگرد و زمان كلاسها را هم خودم انتخاب می کنم. پیام های زیادی برای رفتن به رادیو به من داده شد. حتی مدیر وقت رادیو برای من اخطاریه فرستاد که پرداخت حقوق شما بستگی به شرکت شما در جلسه ها دارد. حقوق من مگر چقدر بود؟ چیزی حدود 30 هزار تومان بود. خنده ام گرفت. یک روز که رفتم رادیو، به او زنگ زدم که به دفتر من بيايد. به او گفتم درست است که شما مدیر هستید اما مدیر خوب کسی است که تک تک آدم ها را بشناسد و از توانایی های آنان خبر داشته باشد تا بتواند با آنها کار کند. گویا من را نمی شناسید که این نامه را به من نوشتید. در پاسخ به من گفت که این نامه اشتباه شده است. به او گفتم حواست باشد ديگر این اشتباهات را مرتكب نشوي. شما در جایگاهی نیستی که براي من اخطاریه بنویسی. همین تدریس را هم از فردا تعطیل می کنم. از فرداي آن روز به رغم مخالفت آنها دیگر به رادیو هم نرفتم و به وزارت کشاورزی برگشتم و آن جا هم خودم را بازنشسته کردم. همان موقع ها محمد هاشمی از من می خواست به راديو بروم که من نمی رفتم. می گفت که در رادیو تدریس میکنید اما پیش ما نمی آیید؟ تا اینکه یک روز آقای صادق طباطبایی که از دوستان نزدیک من بود به من تلفن زد و گفت که من دفتر محمد هاشمی هستم و گفت ایشان اصرار دارند که شما راببیند و من را واسطه کردند که بگویم یا شما بیاید پیش ایشان یا ایشان بیایند پیش شما. قرار گذاشته شد که به خانه آقای طباطبایی برويم. خودشان بودند و رییس شبکه دو و من هم با محمد موسوی رفتیم سر قرار. آقای هاشمی خیلی صحبت کردند و از من خواستند که همکاری کنم بعد از كلي مذاكره در نهایت من گفتم که شما در جایگاه مدیر تلویزیون هرکاری که بخواهید می توانید انجام بدهید اما من در کارم جایگاهی دارم که حاضر نیستم با هیچ چیز دیگری عوض کنم. من می خواهم همان شجریانی که هستم باقی بمانم. خیلی اصرار کردند. آخر گفتم که باشد اگر شما این 4 هنرمندی را که من نیاز دارم به رادیو بياوريد، من هم میآیم. بعد هم گفتم اگر من برنامه تهیه کنم، خودم زمان پخش آن را تعیین می کنم.
*سنگ بزرگ انداختید جلوی پایشان.
بله چون می دانستم افراد دیگری برای پخش برنامه ها در تلویزیون تصمیم می گیرند و به من چنین اجازه ای نمی دهند. در آخر هم آقای هاشمی گفت که در شرایط تجدید نظر کنید، ما همیشه منتظر آمدن شما هستیم. که من گفتم نه من هیچ وقت به تلویزیون و رادیو نمی آیم. هیچ وقت دوست نداشتم که در تلویزیون کار کنم اما آثار من مدام از تلویزیون پخش می شد. من هم مدام با ارسال پیام هایی اعتراض می کردم اما فایده ای نداشت. تا اینکه دیدم کلیپ ساخته اند. کلیپی که هیچ ربطی هم به آواز من نداشت. آن زمان آقای لاریجانی مدیر رادیو و تلویزیون بودند. اعلام کردند که اساتید بیایند و هرچه که آنها بگویند من انجام می دهم. من چند باری در جلسات شرکت کردم و ایشان هم حرفهای قشنگی زدند و من هم حرفهای قشنگتری زدم. در این جلسات استاد پایور واستاد تجویدی و اساتید دیگری هم بودند تا سیاست های تلویزیون در پخش آثار موسیقی را تعيين كنند. بعد از جلسات ایشان به من گفتند که آقای شجریان اگر شما آستین هایتان را بالا بزنید و بیاید اینجا همه مشکلات ما حل می شود. من دیدم الان بهترین موقعی بود که من به مردم بگویم من 17 سال است پایم را در تلویزیون نگذاشتهام و در مصاحبه تلویزیونی مردم این نکته را از زبان خودم بشنوند. همان زمان دعای تحویل سال و یک بهاریه را خواندم. و بعد از گفتن این نکته دیگر تلویزیون نرفتم. هرچه آقای لاریجانی تماس گرفتند دیگر نرفتم.
*تا سال 74 که پخش آثارتان را از تلویزیون ممنوع کردید؟
بله. اما روند پخش آثار من از تلویزیون ادامه داشت، کلیپ هم که می ساختند. دیگر من وارد عمل شدم و نامه ای خطاب به مدیر رادیو و تلویزیون نوشتم و رونوشت آن را به روزنامه ها ارسال کردم و فقط اجازه دادم که ربنا پخش بشود و اعلام کردم که ربنا از آن مردم است.
*اما بعد از مدتی فضا آرام شد، و تلویزیون مجددا پخش کارهای شما را شروع کرد، اما عکس العملی از سوی شما دیده نشد؟
چه کاري باید میکردم. تنها راه حلش این بود که به دادگستری شکایت می کردم که روندی طی می شد که خیلی اداری بود. من نمی خواستم کسی را زندانی و جریمه کنم. فقط می خواستم به آنها بقبولانم که اشتباه کردند و اجازه ندارند که این کارها را پخش کنند. تلویزیون بابت هیچ کدام از برنامه ها نه هزینه و نه زمانی صرف کرده بود. این برنامه ها به هزینه شخصی من تولید و پخش شده و برای مجوز آن هم یکسال در نوبت بودیم.
*یعنی در دورانی که اعتراضی از سوی شما شنیده نشد، بازهم از پخش آثارتان ناراضی بودید؟
بله بازهم پیام می دادم که حق ندارید کارهای من را پخش کنید. من نمی توانستم و نمی خواستم از آنها جریمه بگیرم اما دوست هم نداشتم که کارهای من را پخش بکنند. من این سازمان را قبول ندارم و زمانی که آثار من از این سازمان پخش می شود پیش وجدان خودم احساس شرم می کنم. من هیچ وقت رضایت نداشتم تا جریان انتخابات پیش آمد و من وکیل گرفتم که جنبه قانونی به اینکار بدهم.
*با این شرایط همچنان ربنا متعلق به مردم است؟
بله این ربنا همچنان متعلق به مردم است.

روابط عمومی شرکت فرهنگی و هنری دل آواز اعلام می کند که این آلبوم پس از انجام مراحل لازم در دسترس علاقه مندان قرار خواهد گرفت.
آلبوم «مرغ خوشخوان» در دستگاه شور به آهنگسازی محمدرضا شجریان و تنظیم مجید درخشانی بخش دوم کنسرت گروه شهناز است که پاییز 1387 در وزارت کشور برگزار شد. قسمت اول این کنسرت در آلبوم «رندان مست» منتشر شده است.
این اثر شامل، پیش در آمد، دونوازی تار، ساز و آواز، تصنیف پیام نسیم، ساز و آواز(حجاز)، چهار مضراب، تکنوازی سه تار، ساز و آواز(مثنوی ابوعطا)، ساز و آواز(دشتستانی)، تصنیف مرغ خوشخوان است.
همچنین اعلام می شود استاد آواز ایران در حال حاضر قصد برگزاری کنسرت در ایران را ندارند.
سیمرغ، ساخته آهنگساز نام آشنای ایرانی حمید متبسم، اثریست بر اساس داستانی از شاهنامه حکیم ابولقاسم فردوسی، که توسط ارکستر بزرگ سازهای ملی ایران متشکل از ۳۸ نوازنده و خواننده و تکخوانی همایون شجریان، یکی از مطرح ترین خوانندگان امروز ایران اجرا شده است.
این اثر پس از نخستین اجراها در ایران که با استقبال بیش از ده هزار شنونده روبرو شد، اکنون با انتشار سی دی و اجرای چند دوره کنسرت در ایران و اروپا، پای در مرحله تازه ای می گذارد. پروژه سیمرغ موفقیت تاکنونی خود را وامدار تلاش شمار بزرگی از همکاران و دوستداران موسیقی ایرانی است، که آن را با صرف وقت و نیرو و کمک های مالی خود پشتیبانی کرده و دست یاری خود را هیچگاه از آن دریغ نداشته اند.
آلبوم صوتی سیمرغ در اوایل تابستان ۱۳۹۰ با کیفیت بالا ، به همراه دفترچه زیبایی شامل همه اطلاعات و همچنین اشعار بکاررفته در اثر به دو زبان پارسی و انگلیسی در ایران منتشر خواهد شد. ما نیک می دانیم که پس از عرضه این اثر سایتها و وبلاگهایی با به زیر پا نهادن حقوق پدیدآورندگان و دست اندکاران پروژه سیمرغ و بی آنکه به هزینه های هنگفت صرف شده بیندیشند، آنرا برایگان در دسترس همگان خواهند نهاد. اینکار باری دیگر بر بار گران مشکلات تولید چنین اثری خواهد افزود و مجموعه بزرگی از هنرمندان، یاری رسانان و پشتیبانان این پروژه را دلسرد خواهد کرد.
همچنین نیک می دانیم که دسترسی به سی دی های موسیقی برای بخش بزرگی از هم میهنان و دیگر علاقمندان خارج از ایران بسیار دشوار است و آنان راهی جز دانلود این آثار در برابر خود نمی بینند. سیمرغ برای این گروه از دوستداران موسیقی چاره ای آسان اندیشیده است.
با پرداخت مبلغ ۲۰ یورو /۳۰ دلار آمریکایی، بعلاوه مخارج پست که در فهرست پایین می بینید، به عنوان "کمک به بنیاد سیمرغ" و فرستادن رسید آن به نشانی اینترنتی زیر، آلبوم سیمرغ با دست خط و امضاء آهنگساز به نام شما و به نشانی پستی شما در هر کجای جهان، فرستاده خواهد شد.
بنیاد سیمرغ پیشاپیش سپاسگزار همه کسانی است که با خودداری از دانلود غیرقانونی آثار موسیقی، از هنرمندان و یاریگران پروژه های هنری پشتیبانی می کنند.
بنیاد سیمرغ
*****
فهرست مخارج پست سفارشی:
در هلند: ۸ یورو
در اروپا: ۱۱ یورو
در دیگرکشور ها: ۲۵ دلار آمریکایی
برای دریافت پستی سیمرغ:
۱- کمک مالی خود را با عنوان به یکی از حساب های زیر واریز کنید.
۲- رسید پرداخت را با درج نام و نشانی پستی دریافت کننده سی دی به نشانی ارسال کنید
برای ارسال پول از داخل هلند
Account Name: STICHTING SIMORQ
Account number: 54.99.95.811
Name of bank: ABN AMRO
Location: Landgraaf
برای ارسال پول از کشور های دیگر
Account Name: STICHTING SIMORQ
BIC: ABNANL2A
IBAN: NL37ABNA0549995811
Location: Landgraaf
منبع:سیمرغ
سه صفحه از شماره 1265 روزنامه شرق مورخ هیجده خرداد 1390، به استاد شجریان اختصاص دارد. یک گفتگوی مفصل با استاد. یک گزارش، و مقاله هایی از محمدرضا درویشی، رضا ژاله، علیرضا خورشیدفر ، تهمورس پورناظری و ابوالحسن مختاباد. در ادامه می توانید سه صفحه مربوطه را دانلود کنید و یا متن کامل آن را همین جا بخوانید.

دانلود فایل pdf ویژه استاد شجریان در روزنامه شرق
پی نوشت:
متن بالا تماما از وبلاگدل آواز به امانت گرفته شده است با تشکر از دوست خوبم کاوه برای آماده کردن این گزارش
|
همایون شجریان و گروه "همنوازان حصار" به سرپرستی و آهنگسازی علی قمصری به نیشابور رسیدند. این کنسرت روز پنج شنبه و جمعه ۲۹ و ۳۰ اردیبهشت در فرهنگسرای سیمرغ نیشابور برگزار می شود. کلیه عزیزانی که تمایل به حضور در این سری از کنسرتها را دارند، جهت خرید بلیت میتوانند از روز دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ساعت ۱۰ به سایت اینترنتی www.shajarianconcert.com , www.sigozar.com مراجعه کرده و به صورت اینترنتی بلیت خود را خریداری نمایند. علاقهمندان برای تهیه بلیت به صورت حضوری میتوانند به : نيشابور-مجتمع تجاري قرشي-پلاك 107-فروشگاه ضرباهنگ-سمقاني-تلفاكس 2246817-0551 مراجعه نمایند. علاقهمندان به تهیه بلیط کنسرت، با مراجعه به سایت www.shajarianconcert.com , www.sigozar.com نسبت به عضویت و یا تکمیل و تصحیح اطلاعات قبلی خود اقدام نمایند. این برنامه شامل قسمتهایی از آلبومهای "نقش خیال" و "آب، نان، آواز" است. این تور از شهرهای قزوین و تهران و شیراز آغاز شده و پس از اجرا در بندرعباس و نیشابور در اکثر شهرها اجرا خواهد داشت. ۲۴ اردیبهشت ماه ۹۰ |

منبع:موسیقی ایرانیان











منبع:خبرگزاری مهر
در آخرین روز سال ۱۳۸۹، سایت شرکت فرهنگی هنری «دلآواز» پیام شادباش نوروزی استاد محمدرضا شجریان به دوستدارانش را در قالب یک ویدیوی کوتاه منتشر کرده است. این کلیپ ویدیویی در سایت www.shajarian.eu قرار گرفته است. در ادامه میتوانید این کلیپ را دانلود کنید یا متن پیام استاد را بخوانید.

![]()
| دانــلــود |
مدت زمان: ۱:۵۴
حجم فایل: ۳.۰۱ مگابایت

با سلام و درود
سال نو را به یکایک شما عزیزان هموطنم شادباش عرض میکنم. آرزوی سالی سرشار از نشاط و شادی و تندرستی، و سرفرازی در پیکار زندگی دارم.
سالی که گذشت کلیهی ارتباطات من با شما قطع بود و شایعهی در وطن نبودنم دهان به دهان میگشت؛ در حالیکه من همچنان در تهران بودم و به ادامهی کارهای هنری و آموزشی و تحقیقاتی مشغول بودم. افتخار من همیشه این بوده و هست [که] از تبار مردمانی بودهام که با وجدان بیدار و کنجکاوی ذاتی و هوش سرشار، ارزشهای سرزمینش را پاسداری کرده و نگه داشته؛ و از دم طوفانهای ویرانگر تاریخ، زبان و آداب و ملیت و آیینش را با حماسهی صبر و مقاومت نجات بخشیده. و با همهی گونهگونی زبان و آداب و رسوم و فرهنگ جغرافیایی باز با همدلی و در با همفهمی در کنار هم برادرانه زیسته است؛ و امیدوارم همیشه چنان باشد.
همهتان را دوست دارم. پایدار و سرفراز و برقرار باشید.
عیدتان مبارک
با تشکر از دوست خوبم سهند سلطاندوست مدیر وبلاگ همایون شجریان شجریان برای آماده کردن این گزارش
این گزارش به رسم مانت از وبلاگ ایشون در اینجا گذاشته شده است

Afsaneh Rasaii & Hosseyn Alizadeh - Soroude Gol
کنسرت دو نوازی تار حسین علیزاده و تنبک
مجید خلج از تاریخ ۲۸ بهمن ماه به مدت دو ماه در شش شهر ایران برگزار
میشود. نخستین کنسرت حسین علیزاده و مجید خلج از این مجموعه در تاریخ ۲۹
بهمن ماه در سالن دانشگاه تربیت مدرس قزوین آغاز خواهد شد و پس از آن در
تاریخ ۱ و ۲ اسفندماه در رشت کنسرت برگزار میکنند و در ادامه همین کنسرت
در تاریخ ۵ و ۶ اسفندماه در سالن فخرالدین گرگان به روی صحنه میرود دو
قراراست در حاشیه این کنسرت کارگاه یک روزه نوزاندگی تار نیز برگزار شود.
تورکنسرت حسین علیزاده و مجید خلج با اجرا در روزهای ۱۴ و ۱۵ اسفند در سالن
حافظیه شیراز به روی صحنه میرود و در این شهر نیز کارگاه آموزشی مدرسان
تار و سه تار توسط علیزاده برگزار خواهد شد. پس از اجرای شیراز، این دو در
تاریخ ۱۸ و ۱۹ اسفند در بندرعباس اجرای برنامه دارند.
پس از این اجرا تور کنسرت دو نوازی تار و تنبک به مدت بک ماه متوقف میشود
و سپس در نیمه دوم فروردین سال ۱۳۹۰ تالار وحدت میزبان آخرین اجراهای حسین
علیزاده و مجید خلج خواهد بود.
تاریخ برگزاری: از ۲۸ بهمن ماه سال جاری به مدت دو ماه
محل برگزاری: دانشگاه تربیت مدرس قزوین، رشت، سالن حافظیه شیراز، بندرعباس، تالار وحدت تهران
