دو اثر قیژک کولی و خورشیدآرزو برنده جایزه از کمپانی معتبر نقد صفحات موسیقی آلمان شد

دو اثر قیژک کولی و خورشیدآرزو که چندی پیش توسط کمپانی Celestial Harmonies به بازار جهانی آمد برنده جایزه Worldmusic  از کمپانی معتبر نقد صفحات موسیقی آلمان شد


    

 در این ارتباط آقای Ekart Rahn رئیس شرکت تولید کننده اینگونه می نویسد:با خشنودی به اطلاعتان میرسانم که گروه دستان و همایون شجریان در تاریخ 15 آگوست 2009 (24 مرداد ماه 1388) موفق به کسب جایزه موسیقی جهانی و سنتی از سازمان نقد صفحات موسیقی آلمان برای اولین همکاری خود با شرکتCelestial Harmonies  و رادیو برلین RBB شده است، این جایزه تنها جایزه معتبر آلمان است که به تنهائی بر اساس ارزش هنری و نه صرفا به دلیل جنبه های تجاری ارائه میشود.

هیئت داوران متشکل است از تعداد زیادی از منتقدان موسیقی آلمان و تهیه کنندگان برنامه های تلویزیونی و رادیویی در زمینه های مختلف موسیقی.

روند انتخاب که منعکس کننده داوری افرادی حرفه ای با تجربه ای بالا درزمینه موسیقی است، بر مبنای صداقت بوده و تحت تاثیر خارج قرار نمیگیرد.

باعث افتخار است که شرکت Celestial Harmonies  چهار دهه است که موفق به کسب این جایزه می شود و این ششمین باریست که این شرکت این جایزه را در زمینه های مختلف موسیقی کلاسیک آلمانی/اتریشی تا موسیقی دنیا به دست آورده است.

منبع:دل آواز

رندان مست جدید ترین کار استاد شجریان به زودی منتشر می شود.

آلبوم موسیقی «رندان مست»، تازه‌ترین اثر استاد محمدرضا شجریان با نوازندگی گروه شهناز و آهنگسازی مجید درخشانی، به‌زودی منتشر می‌شود. رندان مست نخستین آلبوم استاد آواز ایران به‌همراهی گروه جوان شهناز است. این اثر در دستگاه همایون و با اشعاری از سعدی، حافظ، مولانا و ملک‌الشعرای بهار خلق شده است.

قطعات آلبوم رندان مست، همان بخش اول کنسرت تابستان ۱۳۸۷ در تالار وزارت کشور است که البته در کنسرت پاییز، در بخش دوم اجرا شد. آلبوم با پیش‌درآمدی از مجید درخشانی آغاز شده و به‌قطعه‌ی «زنگ شتر» در دستگاه همایون و برگرفته‌شده از ردیف میرزا عبدالله می‌رسد. سپس ساز و آوازی با غزل حافظ با مطلع «چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست / سخن‌شناس نه‌ای دلبرا خطا اینجاست» را می‌شنویم. در میانه‌ی این آواز تصنیف «چشم یاری» ساخته‌ی استاد شجریان با شعر حافظ و تنظیم مجید درخشانی قرار گرفته و پس از آواز نوبت به تصنیف قدیمی «باد صبا» ساخته‌ی حسام‌السلطنه با شعر ملک‌الشعرای بهار می‌رسد. مجید درخشانی این تصنیف را تنظیم کرده است. آواز شوشتری با غزل سعدی، چهارمضراب بیداد ساخته‌ی درخشانی و ساز و آوازی دیگر با شعری از سعدی قطعات دیگر آلبوم هستند و در نهایت تصنیف «رندان مست» به آهنگسازی مجید درخشانی با غزل مولانا آخرین قطعه‌ی آلبوم است.

در این اثر، مژگان شجریان (سه‌تار)، رامین صفایی (سنتور)، حسین رضایی‌نیا (دف و دایره)، شاهو عندلیبی (نی)، سینا جهان‌آبادی و کاوه معتمدیان (کمانچه)، حامد افشاری (قیچک باس)، مهرداد ناصحی (قیچک آلتو)، حمید قنبری (تمبک)، سحر ابراهیم (قانون)، محمدرضا ابراهیمی (بربت)، مهدی امینی (رباب و بم‌تار)، رادمان توکلی و مجید درخشانی (تار) می‌نوازند.

جدیدترین آلبوم شرکت دل‌آواز توسط آرمین کارباف در استودیو «آفتاب عالم‌تاب» ضبط شده و بنا به گفته‌ی سایت شجریانی‌ها، قطعات آوازی اثر، حاصل ضبط زنده‌ی کنسرت پاییز ۸۷ است. همچنین محمدعلی رفیعی، مدیر روابط عمومی شرکت دل‌آواز به خبرگزاری ایلنا گفته آثاری كه در اين آلبوم منتشر می‌شود، در تور اروپايی محمدرضا شجريان نیز به‌صورت زنده اجرا خواهد شد. اين آلبوم به‌صورت كاست و سی‌دی، به‌زودی در بازار موسیقی منتشر خواهد شد.

منبع:دل آواز -وبلاگ همایون شجریان

تور اروپایی استاد وگروه شهناز

در اين كنسرت‌ها كه 13 شهريور از فرانكفورت آغاز مي‌شود گروه شهناز به سرپرستي و آهنگسازي مجيد درخشاني و خوانندگي محمدرضا شجريان به روي صحنه مي‌روند. 

         شجريان
اين گروه بعد از اجرا در فرانكفورت 14 شهريور در كلن، 16 شهريور در هانور، 21 شهريور در گوتنبرگ، 22 شهريور در استكهلم، 24 شهريور در برلين، 27 شهريور در زوريخ، 29 شهريور در اشتوتگارت،30 شهريور در پاريس، 31 شهريور در رن و 4 مهر در آمستردام به اجرا خواهند پرداخت. 
بنابراين گزارش، دعوت اوليه براي اين كنسرتها از سوي فيلارمونيك كلن صورت گرفته و قرار است گروه در اين كنسرت‌ها يك بخش كارهاي قبلي خود را در تهران اجرا و در يك بخش ديگر قطعات جديد را بنوازد. 


فرانکفورت 4 سپتامبر 2009 
كلن : 5 سپتامبر 2009, سالن فيلارمونيك كلن
هانور : 7 سپتامبر 2009
گتبرگ: 12 سپتامبر 2009
استكهلم: 13 سپتامبر 2009 
برلين: 15 سپتامبر  2009 
زوريخ: 18 سپتامبر  2009 
اشتوتگارت: 19 سپتامبر  2009 
پاريس: 21سپتامبر 2009 
رن: 22 سپتامبر 2009
آمستردام: 26 سپتامبر 2009

واکنش سایت دل آواز در مورد دروغ پراکنی سایت تابناک

در زیر اصل خبر مربوط به سایت تابناک را برای شما دوستان گذاشته ام تا شما هم مانند من یه کم به این دروغ پراکنی ها بخندید.

در ذیل هم پاسخ استاد وشرکت دل آواز به این خبر را می توانید ملاحظه فرمایید.

در حالي که مدير نظارت و ارزشيابي مرکز موسيقي در اظهاراتي منطقي از بررسي حقوقي درخواست استاد شجريان خبر داده، اظهارات غير منطقي و لجوجانه صوفي، معاون صداي صداوسيماي کشور، کار را خراب کرد.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، اين اظهارات صوفي مبني بر اينکه حتي «ربنا»ي استاد شجريان را هم پخش نخواهيم کرد، موجب دلخوري شده است.

بنا بر اين گزارش، شنیده شده استاد شجريان درخواستي مبني بر عدم پخش آثارش در صداوسيما ندارد و حتي حقوق بسياري از آثارش از جمله با مضامين ملي و انقلابي و بخصوص «ربنا» را به صداوسيما واگذار کرده است، اما تنها خواسته‌اي که دارد اين است که آثار ملي و انقلابي براي کليپ‌ها و برنامه‌هاي يک فرد خاص استفاده نشود که اين امر با استقبال مسئولان نيز روبه‌رو شده است.

بر پايه اين گزارش، مدير نظارت و ارزشيابي مرکز موسيقي صداوسيما پيشتر گفته بود: بديهي است که پس از روشن شدن ابعاد حقوقي اين مسأله که احتمالا در مورد آثار مختلف متفاوت خواهد بود، احتمالات لازم از سوي شبکه اعمال خواهد شد؛ بنابراين هر گونه تصميم‌گيري و مصوبه حقوقي که بر اساس درخواست اين هنرمند اتخاذ شود، حتي اگر شامل دعاي «ربنا» نيز باشد، مورد توجه و پذيرش قرار خواهد گرفت.

اما صوفي معاون صداي ضرغامي که از چندي پيش جاي خجسته را گرفته است، اظهار کرده بود: راديو حتي در ماه رمضان هم ربنا و ادعيه شجريان را پخش نمي‌کند. اين اظهارات صوفي که احتمالا سليقه و خواست خود او بوده است، موجب رنجش مردم و بسياري از علاقه‌مندان اين هنرمند کشور شده است، که اين اتفاق نشان دهنده ارزش قائل نشدن براي طيف هنرمندان به ويژه هنرمندان نامي و پرآوازه کشور است.

با اين حال، اميد است که اين ماجرا ختم به خير شده و بسياري از مردم و هنردوستان و روزه‌داران ايران اسلامي همان‌گونه که سال‌هاي گذشته از حظ معنوي لحظات افطار درماه مبارک رمضان بهره مي‌برده‌اند، امسال از اين موهبت محروم نشوند.


پاسخ سایت دل آواز:

در پی اخبار منتشر شده توسط سایت خبری تابناک، بدین وسیله اعلام می دارد استاد شجریان حقوق آثار خود را به صدا و سیما واگذار ننموده و این سازمان مجوزی برای پخش آنها جز دعای ربنا که هدیه استاد به ملت ایران می باشد را ندارد.

لازم به ذکر است استاد شحریان هیچ گونه مذاکره و جلسه ای با هیچیک از اعضای این سازمان نداشته اند.

 اخبار مربوط به شرکت فرهنگی هنری دل آواز و شخص استاد شجریان، برنامه ها و تصمیم گیری هایشان توسط این موسسه و بطور مستقیم به اطلاع عموم خواهد رسید و کلیه اخبار بدون ذکر منبع خبری دل آواز غیر موثق می باشد.

منابع:سایت تابناک و دل آواز

گزارش تصویری تمرین گروه شنهناز

گزارش تصویری تمرین گروه شهناز

 

صداي استاد محمد رضا شجريان را حتي در ماه رمضان هم پخش نمي‌كنيم

در پي اعتراض و شكايت استاد محمدرضا شجريان نسبت به پخش آواز و موسيقي آثارش از شبكه‌هاي صداوسيما در ماه گذشته و شكايت او از معاون صدا، محمدحسين صوفي گفت: از اين پس حتي در ماه رمضان صداي محمدرضا شجريان از شبكه‌هاي راديويي پخش نمي‌شود.

معاون صدا كه رييس اسبق مركز موسيقي صداوسيما نيز بود در  اين  باره كه « براي توليد برخي از آثار استاد شجريان سازمان صدا و سيما و بعضي ديگر خود ايشان، هزينه كرده‌ است» گفت: با اين حال از اين پس هيچ يك از اين دو دسته آثار از راديو پخش نمي‌شود.

پنجم مرداد ماه 88 محمدحسين آقاسي- وكيل محمدرضا شجريان- با اشاره به شكايت موكلش از معاون راديو رييس سازمان صداوسيما و روزنامه‌ي كيهان گفته بود: بازپرس پرونده از صداوسيما مجوز پخش آثار استاد شجريان را درخواست كرده است. او با استناد به ماده 23 قانون حمايت حقوق مولفان و مصنفان به ايسنا گفته بود: صوفي را از جهت اين‌كه معاون رييس سازمان صداوسيما بوده و تمام موسيقي‌هاي قابل پخش در اين سازمان در زمان تصدي او با تاييد وي در اداره متبوعش پخش مي‌شده، شكايت كرديم و در شكواييه اعلام كرديم از ايشان و هر كسي كه تصميم به پخش آثار استاد شجريان گرفته، شكايت داريم.

اين اقدام در پي نامه‌ي اعتراض آميز 25 خرداد ماه استاد آواز ايران به عزت‌الله ضرغامي-رييس سازمان صدا و سيما- صورت گرفت كه در بخش‌هايي از آن آمده بود:« اينجانب در سال 1374 نيز اعلام کردم راضي به پخش آثار خود از صدا و سيما نيستم. مجددا تقاضاي خود را تکرار کرده و تاکيد مي کنم آن سازمان هيچ نقشي در تهيه اين آثار نداشته و شايسته است به حکم شرع و قانون سريعا کليه واحدهاي آن سازمان از پخش صدا و آثار من خودداري کنند.»

پيش از اين نيز شجريان در نامه‌يي به علي لاريجاني- رييس وقت سازمان صدا و سيما- از او خواسته بود به شبکه‌هاي مختلف راديو و تلويزيون دستور دهد به جز دعاي «ربنا» و مثنوي افشاري - که در ايام ماه رمضان و هنگام افطار از شبکه‌هاي مختلف روي آنتن مي‌رود، از پخش آثار ديگر او خودداري کنند.

استاد آواز ايران در اين نامه‌ آورده بود: «سازمان صدا و سيما موظف است براي پخش آثار هنرمندان از آنان کسب اجازه کند و حقوق مادي آثارشان را هم براي هر نوبت پخش آثارشان رعايت کند.»

اين در حاليست كه مهرماه سال 86 كرم رضا پيريايي- رييس سابق مركز موسيقي- در نشستي مطبوعاتي با بيان اين كه با استاد شجريان نيز مشكلي نداريم، گفته بود: استاد ناراضي نيستند و در طول شبانه روز، راديو پيام كارهاي استاد شجريان را پخش مي‌كند.

منبع:خبرگزاری ایسنا

ماجراي شکايت استاد شجريان از حاشيه تا اصل

               

اول؛ اگرچه نحوه مواجهه يکي از روزنامه هاي صبح و توهيني که به استاد شجريان روا داشتند، قلب هر ايراني علاقه مند به فرهنگ و هنر را مي آزارد، اما به گمانم پرداختن و اهميت دادن به هتاکي هاي اين روزنامه که به تحريف حقيقت و تقديس خشونت شهره است، آب در هاون کوبيدن است چراکه تاکنون هم به رغم تمامي شکايت هايي که عليه اين روزنامه و رفتارهاي فراقانوني اش صورت گرفته، آنها نه تنها متنبه نشده اند بلکه بر رفتارهاي خود افزوده اند.«نرود ميخ آهنين در سنگ» ضرب المثل متناسبي براي اين گروه است که به شکل دقيقي مفهوم بي تاثيري گفت وگو با افرادي را نشان مي دهد که ساختار و چارچوب ذهني آنها با فرضيات و چارچوب هاي يک ذهن منطقي تفاوت هاي اساسي دارد.به گمان من اين روزنامه صبح در کشاکش و گفت وگو با افراد ديگر، از مکانيسمي استفاده مي کند که در روانشناسي به آن «مکانيسم انکار» مي گويند.اگر بخواهيم به صورت ساده اين مکانيسم را توضيح دهيم بايد بگوييم در اين مکانيسم فرد به جاي آنکه به پرسش هاي فرد مقابل پاسخ هاي منطقي بدهد، با انکار کردن برخي بديهيات توپ را در زميني ديگر مي اندازد که اصولاً زمين بازي نيست. يعني در همين ماجراي آقاي شجريان هيچ قانوني در جمهوري اسلامي کار آقاي شجريان (نامه به صدا و سيما و مصاحبه با يک رسانه خارجي) را مصداق وطن فروشي نمي داند. اما نويسنده اين روزنامه چنين مي پندارد و قانون وي همان شيري است که خدا هم نافريد. به گمان من تنها چاره مقابله با اين گونه افراد سکوت کردن يا در نپيچيدن با آنها است و در نهايت پناه بردن به قانون است؛ همان کاري که حضرت عيسي در داستان مثنوي معنوي در دفتر سوم انجام داد.

در آن داستان فردي مي بيند که حضرت عيسي(ع) در حال فرار کردن است و از کوهي بالا مي رود. آن فرد کنجکاو مي شود و از خود مي پرسد چرا فردي مانند عيسي که پيامبر خداست بايد بگريزد. براي پاسخ به اين سوال به تعقيب آن محتشم مي پردازد و در نهايت به او رسيده و ماجرا را جويا مي شود.مرد مي گويد براي من جاي تعجب است تويي که پيامبر خدايي و مرده را زنده مي کني و کر را شنوا و کور را بينا چرا بايد بگريزي؟

عيسي در پاسخ مي گويد همان اسم اعظمي که من بر کر و کور خواندم و شفا يافتند يا بر کوه خواندم و کوه شکافت يا بر تن مرده خواندم، مرده زنده و روان شد، همان اسم اعظم را هزاران بار بر فرد احمق خواندم اما سودي نداشت و وي همچنان در حماقت خويش باقي ماند.مولوي در پايان اين داستان نتيجه گيري مي کند گفت وگو با افرادي که احمقند و گوش شنوايي براي شنيدن سخنان منطقي ندارند، امري بي فايده است و نتيجه گيري مي کند؛

ز احمقان بگريز چون عيسي گريخت 

صحبت احمق بسي خون ها که ريخت؟

دوم؛ اين روزنامه با ايجاد حاشيه افراد را از اصل ماجرا دور مي کند؛ دامچاله يي که خانه موسيقي هم در آن افتاده است که در بيانيه حمايتي خود از آقاي شجريان به جاي آنکه حق قانوني شجريان در برابر صدا و سيما برجسته شود و توهين اين روزنامه به حاشيه رود اين روزنامه و توهينش اصل و در مقابل به شکل بسيار کمرنگ و بدون اشاره به مصداق صدا و سيما و اجحافي که از سوي اين رسانه ملي بر اهل فرهنگ و به خصوص توليدگران موسيقي (شرکت ها و اشخاص) مي رود، بيانيه انتشار مي يابد. به گمان من اصل ماجراي آقاي شجريان و اهل موسيقي عدم رعايت قانون و اخلاق و شرع توسط سازمان صدا و سيما در نوع استفاده از آثار هنرمندان است. 

حتي واکنش تازه آقاي شجريان هم معلول رفتار غيرحرفه يي صدا و سيما در انعکاس اخبار و رخدادهاي بعد از انتخابات است و اگر اين نهاد اين گونه رفتار نمي کرد شايد آقاي شجريان همچنان سکوت مي کرد. اما صدا و سيما نشان داد، به رغم تمامي امکانات پژوهشي و مدرسي که در زمينه رسانه و حرفه آن در اختيار دارد (از جمله اخيراً جلد دوم مديريت بحران در رسانه را مرکز تحقيقات صدا و سيما انتشار دارد) هنگام عمل مصداق آن گفته معروف مي شود که «دو صد گفته چون نيم کردار نيست».صدا و سيما در اين ايام سعي کرد با حبس کردن اخبار و حقيقت فروشي يکسويه، به شهروندان گزارش هايي از رخدادها ارائه کند و به قول معروف اذهان آنها را به سمتي سوق دهد که خود مي خواهد و نه آنچه واقعيت است.صدا و سيما به عنوان رسانه يي که بايد ترازوصفتي پيشه کند و به جانبي متمايل نشود، اين صفت را از دست داد.

هم ترازو را ترازو راست کرد

هم ترازو را ترازو کاست کرد

فرض کنيم ترازويي متمايل به جانبي باشد. اين ترازو ديگر دروغگو است و وزن واقعي را بيان نمي کند تا آدميان کالاي خود را در آن توزين کنند. اين گونه آدميان به سمت ترازوي ديگر ميل مي کنند که درجه انصاف و بي طرفي اش بيشتر از صدا و سيما باشد.در چنين وضعيتي است که استادي همانند آقاي شجريان برمي آشوبد و آن نامه را مي نگارد.قطعاً استاداني که در بخش هاي رسانه يي سازمان صدا و سيما تدريس و تحقيق مي کنند، افزون تر از نگارنده اين سطور با مفهومي به نام «توازن» يا «بي طرفي» آشنا هستند. اين مفهوم به همراه انصاف، دقت و صحت، از جمله عناصر اصلي کار رسانه و خبر است و رسانه هاي بزرگ دنيا مرامنامه هاي اخلاقي تفضيلي در توجيه کارکنان و خبرنگاران شان با چنين مفاهيمي دارند و بخشي مهم از آموزش روزنامه نگاري در دنيا به جا انداختن اين مفاهيم در ذهن و ضمير رسانه ها اختصاص دارد.براي نمونه يکي از لوازم بي طرف بودن اين است که روزنامه نگار و رسانه وظيفه دارد نظرهاي مهم در مورد يک موضوع را منعکس کند. اگر تنها موضع موافق انعکاس يابد و موضع مخالف آن موضوع منعکس نشود، تنها نيمي از داستان پوشش داده شده است (حقيقت فروشي يکسويه) و اين گونه تصويري که بيننده يا مخاطب از موضوع به دست مي آورد، ناقص است و همان شير بي يال و دم و اشکمي را مي ماند که از ديد پهلوان کم طاقت (صدا و سيما) شير است، اما از ديد مخاطب اندکي تيزهوش و متخصصان رسانه نه.

شير بي يال و دم و اشکم که ديد

اين چنين شيري خدا هم نافريد

اين رفتارهاي غيرحرفه يي سبب شد هر آدم منصفي بر آشوبد و نسبت به اين رفتار واکنش نشان دهد. آقاي شجريان هم يکي از اين افراد بود که اتفاقاً از منظر منافع ملي و از اين زاويه که آثاري که خوانده است را براي همه ايرانيان خوانده و نه آن دسته از ايرانياني که صدا و سيما مي پسندد، خواستار عدم پخش آنها شد.

سوم؛ اما آنچه اصل است و به گمان من آقاي شجريان و همه اهالي موسيقي بايد بر آن پاي فشارند، همانا پيگيري و احقاق حق پخش آثارشان از سازمان صدا و سيما است.

قانون حمايت از حقوق مولف و مصنف اگرچه در سال 1348 تصويب و متممي هم بر آن در سال 1352 افزوده شد، اما به دليل آنکه دست اندرکاران تدوين آن برخي از فحول و بزرگان فرهنگ ايران زمين بودند که از اين ناحيه آسيب هاي جدي ديده بودند، پس سعي کردند مواردي را بگنجانند که همچنان پرکاربرد و مورد وثوق محاکم قضايي براي مجازات متخلفان و رسيدگي به شکايت شاکيان است.در بند 22 اين قانون آمده، «آثاري که براي نخستين بار در ايران چاپ، يا پخش، يا نشر يا اجرا شده باشند و قبلاً در هيچ کشوري چاپ يا نشر يا اجرا نشده باشند مورد حمايت اين قانون قرار دارند.» و در بند 23 اين قانون نيز پيش بيني شده، «هر کس، تمام يا قسمتي از اثر ديگري را که مورد حمايت اين قانون است به نام خود يا به نام پديدآورنده، بدون اجازه او يا عالماً عامداً به نام شخص ديگري غير از پديدآورنده نشر يا پخش يا عرضه کند، به حبس تاديبي از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد». درباره نهادهاي حقوقي که اين قانون را زير پا مي گذارند نيز قانون سکوت نکرده است. در بند 28 همين قانون درباره اشخاص حقوقي تاکيد شده است، «علاوه بر تعقيب جزايي شخص حقيقي مسوول که جرم ناشي از تصميم او باشد، خسارت شاکي خصوصي از اموال شخص حقوقي جبران خواهد شد و در صورتي که اموال شخص حقوقي به تنهايي تکافو نکند مابه التفاوت از اموال مرتکب جرم جبران مي شود».جالب توجه اينکه، فردي که موجب احياي دوباره اين قانون شد، آقاي لاريجاني بود که در دوره کوتاه تصدي اش در وزارت ارشاد (پاييز 71) به رئيس وقت قوه قضائيه (آيت الله يزدي) نامه يي نوشت و از وي درباره اعتبار قانون يادشده پرسيد. لاريجاني در اين نامه با اشاره به قوانين و مقررات مصوب اشاره کرده بود؛ «برخي محاکم بدون توجه به اين قوانين با متخلفين برخورد نمي نمايند.» و در پايان آورده بود؛ «خواهشمند است دستور لازم در رعايت حق نشر، حق تاليف و حق نمايش فيلم سينمايي و آثار سمعي و بصري به محاکم را صادر فرماييد.» رئيس قوه قضائيه هم ضمن تاييد چنين حقي در تمامي زمينه ها (کتاب، فيلم، آثار سمعي و بصري) در نامه يي به لاريجاني تاکيد کرد؛ «من با استفاده از اين فرصت، به همه همکاران قضايي توجه مي دهم که طبق قانون و شرع در پرونده هاي مربوط به حق تاليف، تفهيم يک اثر، مثل اختراع ثبت شده و... برخورد کرده و احکام حقوقي لازم را تنظيم و صادر کنند.»

آقاي لاريجاني بعدها البته حق پخش آثار سينمايي که خارج از سازمان توليد مي شدند را بر قرار ساخت، اما در زمينه پخش آثار موسيقايي هيچ اقدامي صورت نداد.در دوره رياست آقاي ضرغامي بر سازمان صدا و سيما وي اختيارات کاملي به مديرکل وقت مرکز موسيقي (محمدحسين صوفي) داد که در اين زمينه اقداماتي صورت دهد. صوفي کار را تا آنجا پيش برد که مقررکرد از اين پس اگر کسي بخواهد اثري از وي در شبکه هاي صوتي - تصويري صدا و سيما پخش شود، خود بايد درخواستي دهد. اما مشکل اين بود که وي هم درباره پرداخت حق پخش يا در اصطلاح بين المللي (حق رايت) سخني نگفت.ماجرا به همين صورت پيش مي رفت تا خانه فرهاد و همسرشان و البته وکيل پيگير و سمجي به نام آقاي شريعت نيا، از دست صدا و سيما به دادگاه شکايت کردند.هفته اول مهرماه 1386،يحيي شريعت نيا در نشستي مطبوعاتي با روزنامه نگاران گفت؛ «از شخص وزير (وزير ارشاد) و آقاي ضرغامي (رئيس سازمان صدا و سيما) در مورد پخش آثار بدون مجوز به دادگاه کارکنان دولت شکايت کرديم». و سپس گفت؛ «عماد افروغ رئيس وقت کميسيون فرهنگي مجلس به عنوان حکم آنها براي پيگيري اين ماجرا از صدا و سيما تعيين شده است.» وي البته اطلاعاتي اضافه بر نکات فوق در اختيار روزنامه نگاران قرار نداد اما خانم پوران گلفام همسر فرهاد در گفت وگويي که با نشريه هفتگي شهروند (شماره 49 هشت مهرماه) داشت، گفت؛ «چهار سال پيش به پخش اين آثار از تلويزيون اعتراض کردم، که سه سال قبل مدير وقت مرکز موسيقي صدا و سيما (محمدحسين صوفي) پاسخي به اعتراض من داد، اما بعد از آن، يعني وقتي که ما خيلي سيستماتيک و با حضور وکيلي به نام آقاي شريعت شروع کرديم کار را قانونمند جلو ببريم ديگر هيچ اتفاقي نيفتاد.»تا آنجايي که نگارنده به ياد دارد وکيل خانه فرهاد کار را تا به آنجا پيش برد که از آقاي شاهرودي دستوري گرفتند براي تشکيل دادسرايي ويژه براي رسيدگي به پرونده و شکايت هاي اهالي هنر. اما متاسفانه به دليل اختلافاتي که در تداوم کار آقاي شريعت نيا و خانه فرهاد به وجود آمد، ايشان از وکالت خانه فرهاد به کنار گذاشته شدند.آخرين اطلاعات نگارنده در اين زمينه بازمي گردد به گفت وگوي چند روز پيش با آقاي شريعت نيا که گفتند بعد از آنکه آقاي افروغ به عنوان حکم انتخاب شدند ، قرار بود کميته يي مشترک (يک تن از خانه فرهاد، يک تن از دايره حقوقي صدا و سيما و يک فرد بي طرف) تشکيل شود و اين کميته با معيار قرار دادن ميزان و زمان پخش آثار زنده ياد فرهاد مهراد، ملاکي اوليه براي پرداخت حقوق مادي و معنوي ساير آثاري را که خارج از سازمان توليد مي شوند، تعيين کنند.

پيش از همسر فرهاد، هنرمندان ديگري نيز به پخش بدون اجازه آثار خود از صدا و سيما معترض بودند که نمونه شاخص آن نامه جدل خيز محمدرضا شجريان به علي لاريجاني رئيس وقت سازمان صدا و سيما در بهمن سال 75 بود که از وي خواست به شبکه هاي مختلف راديو و تلويزيون دستور دهد به جز دعاي ربنا و نيز مثنوي افشاري که در ايام ماه رمضان و هنگام افطار از شبکه هاي مختلف پخش مي شد، از پخش آثار ديگر وي خودداري کنند. وي در اين نامه همچنين به سياست هاي سازمان در پخش آثار موسيقي حمله کرد و گفت؛ «سازمان صدا و سيما موظف است براي پخش آثار هنرمندان از آنان کسب اجازه کند و حقوق مادي آثارشان را هم براي هر نوبت پخش آثارشان رعايت کند» و سپس ادامه داده بود که « چگونه است که بديهي ترين حقوق مالکيت حقوقي که مورد تاکيد قوانين جاري کشور است زير پا گذاشته مي شود؟»پس از شجريان هنرمندان شناخته شده ديگري چون حسين عليزاده، پرويز مشکاتيان و... به نحوه استفاده از آثارشان در شبکه هاي مختلف معترض شدند، اما هيچ کدام از اين اعتراضات گوش شنوايي پيدا نکرد.

در مقابل تقاضاي شجريان آثار وي براي مدت ها از شبکه هاي مختلف پخش نشد، اما رئيس وقت سازمان صدا و سيما و نيز مديران زير دستش هيچگاه به صرافت نيفتادند، به دنبال ايجاد دايره يي حقوقي در سازمان مربوطه براي حل و فصل چنين دعاوي باشند. اين درحالي است که چه از نظر قانوني و چه به لحاظ فتاوايي که از سوي مراجع تقليد درباره غيرشرعي بودن اين کار وجود دارد، صدا و سيما بايد بابت پخش آثاري که در اين سازمان توليد نشده اند، به مصنفان و شرکت هاي توليدي حق پخش پرداخت کند.نکته ديگري که سبب مي شود، سازمان صدا و سيما بدون هيچ پرواي قانوني و شرعي و اخلاقي به پخش اين آثار مبادرت کند، انحصاري بودن اين رسانه است. آنها معتقدند پخش اثري از صدا و سيما تبليغ اين کار است و اگر کسي نخواهد بايد نامه مکتوب بنويسد تا جلوي پخش آن گرفته شود.بخشي ديگر از نقطه ضعف موجود به نبود دادگاه خاص حق مولف و مصنف و آثار هنري بازمي گردد که به نظر مي رسد با توجه به تخصصي شدن برخي دادگاه ها در چند سال اخير و فشاري که از سوي نهادهاي هنري در اين زمينه وجود دارد، اين دادگاه هم در آينده نزديک شکل بگيرد.در زمينه موسيقي البته کم کاري نهادهاي مدني اين حوزه نيز بي تاثير نيست؛ خانه موسيقي که 10 سالي از شکل گيري آن مي گذرد، تاکنون هيچ اقدامي در اين زمينه صورت نداده است، جز اشاره يي کوتاه در بيانيه سال قبل خود که قرار است پيگير اين موضوع شود.برخورد وزارت ارشاد در اين زمينه دوگانه بوده است. اين وزارتخانه هر چقدر در زمينه قاچاق فيلم انرژي صرف کرد، در اين زمينه رفتاري منفعلانه داشته است.اکنون و با سخناني که وکيل آقاي شجريان درباره برخي از جزييات اين پرونده بيان کرد و تجربه يي که در ماجراي پيگيري خانه فرهاد و آقاي شريعت نيا به دست آمد، بر اهل هنر و به خصوص نهادهاي صنفي موسيقايي است که به شکلي مجدانه اين ماجرا را پي گيرند و اتفاقاً تنها به شکايت اکتفا نکنند. به گمان من خانه موسيقي به عنوان نهادي صنفي و با توجه به اينکه استاد شجريان رئيس شوراي عالي آن هستند، بايد چندين مسير را براي دستيابي به اين هدف انتخاب کند که اتفاقاً مهم ترينش شکايت به دادگاه نيست، بلکه برگزاري نشستي با آقاي ضرغامي يا دايره حقوقي صدا و سيما و دستيابي به توافقي براي به انجام رساندن کار نيمه تمام آقاي شريعت نياست و رسيدن به حداقل استانداردي براي احقاق حقوق اهل موسيقي که به گمان من با شکل دهي کميته يي براي پيگيري همه جانبه اين ماجرا مي تواند به سرا و سرانجامي نيکو براي اهالي موسيقي بينجامد.


نوشته:سید ابوالحسن مختاباد

منبع:روزنامه اعتماد

گفتگوی وکیل استاد شجریان

گفتگوی محمد حسین آغاسی وکیل استاد شجریان با شبکه صدای آمریکا را در قالب یک فایل فشرده شده برای شما دوستان آماده کردم امیدوارم خوشتون بیاد

                                                             دانلود فایل 

بیانیه خانه موسیقی در حمایت از استاد شجریان

                                      

هيئت مديره خانه موسيقي نسبت به هتك حرمت استاد محمدرضا شجريان (رئيس شوراي عالي موسيقي)در برخي رسانه ها بيانيه اي صادر كرد.

به گزارش سايت خانه متن اين بيانيه چنين است:

متعاقب رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر، مردم با فرهنگ و فهیم ایران متاسفانه یک بار دیگرشاهد هتاکی برخی قلم به دستان مغرض به اهالی فرهنگ بودند و این بار جناب آقای محمدرضا شجریان ، اين نگین هنر و استاد اسطوره ای موسیقی اصیل کشور مورد تهاجم وهتک حرمت قرارگرفت .

هجوم این عوامل ضد فرهنگ و بستن افترا و اتهام واهی به هنرمندی  که به واقع در قلب همه ایرانیان فرهنگدوست در سراسر دنیا جای دارد به نوعي اهانت و گستاخی به همه ایرانیان اهل علم و فرهنگ قلمداد می شود که باید به شدت از سوی مراجع ذی صلاح با آن برخورد شود.

 نویسندگان و پرونده سازان که اندیشه ای جز تضغیف و تحلیل فرهنگ ملي ایران و تحقیر هنرمندان وبزرگان علم و اندیشه و هنر را در سر نمی پرورانند استاد شجریان را به خاطر استیفای حقوق حقه خود- كه از قبل از انقلاب در پي آن بوده است - با زشت ترين الفاظ و بدترین اتهامات مواجه كردند.

خطاب قراردادن رئیس شورای عالی خانه موسیقی ( عالی ترین شورای تخصصی هنر موسیقی در کشور) به عنوان مهره استعمار و وطن فروش اتهام بزرگی است که نه تنها ایشان و دیگر اعضای برجسته این شورا، بلکه  شان وجايگاه طیف گسترده ای از شاگردان، هنرجویان و همچنین هزاران عضو نهاد مدنی خانه موسیقی را نیز ملکوک کرده و موجبات رنجش ومشوه جلوه دادن فعالیت های فرهنگی این نهاد را فراهم آورده است.

حفظ و صيانت ازحريم و حقوق اوليه هنرمندان خدوم و تاثير گذار كه چراغ عمر خود را در راه اعتلاي فرهنگ وهنر اين مرز و بوم  بر افروخته اند از وظايف اصلي و اساسي همه كارگزاران و مسئولان كشوروبويژه اصحاب رسانه ها به شمار مي رود و حال آنكه استاد محمدرضا شجريان و خدمات او چنان بسيط و گسترده و چنان تابناك و درخشان است كه نياز به هيچ شرح  و توضيح اضافي ندارد.

خانه موسيقي ضمن ابراز تاسف از توهين و افترايي كه به رياست شوراي عالي و مآلا به جامعه هنر موسيقي كشور وارد شده است ازمسئولان مي خواهد موضوع را رسيدگي و با برخورد مقتضي با اين روند ضد فرهنگ زخم اتهامات وارده به اين هنرمند برجسته و هزاران هزار هنرمند عضو خانه موسيقي را التيام بخشند.

منبع:سایت خانه موسیقی

جزئيات شكايت محمدرضا شجريان از صدا و سيما و كيهان

گروه هنر: اين روزها، تركش تنش‌هاي سياسي به دست‌اندركاران حوزه فرهنگ هم برخورد مي‌كند و طبيعتا به سوي چهره‌هاي مطرح‌تر، تركش‌هاي اساسي‌تري پرتاب خواهد شد. ماجراي مطلب تند روزنامه كيهان عليه محمدرضا شجريان را نيز مي‌توان در اين باب ارزيابي كرد. مطلبي كه شكايت شجريان عليه كيهان را به‌دنبال داشت. محمدحسين آقاسي وكيل استاد آواز ايران درباره علت انجام اين شكايت به اعتمادملي مي‌گويد: 


مدت‌ها بود كه استاد شجريان به صداوسيما تذكرمي‌دادند كه آثار ايشان را بدون اجازه از شبكه‌هاي مختلف پخش نكنند، كتبا هم نامه نوشتند اما صداوسيما به اين خواهش ايشان ترتيب ‌اثر نداد. در نتيجه استاد شجريان در گفت‌وگو با يكي از شبكه‌هاي بين‌المللي، در اين‌باره دوباره صحبت كردند كه اين صحبت‌ها منجر به انتشار مقاله‌اي عليه ايشان در شماره روز 14 تيرماه سال جاري در بخش خبرهاي ويژه روزنامه كيهان شد. من شخصا نمي‌توانم درك كنم چطور يك هنرمند محبوب و ملي كه اصلا هم چهره‌اي سياسي نيست و فقط علاقه‌مند نيست كه آثارش از شبكه‌هاي مختلف صداوسيما پخش شود، «وطن‌فروش» ناميده شود. اين مساله خجالت‌آور است و استاد هم از اين مساله بسيار رنجيده‌خاطر و ناراحت‌اند. به همين دليل هم تصميم گرفتند از روزنامه كيهان شكايت كنند. روز چهارشنبه اين شكايت طرح شد، قطعا دادگاه به اين شكايت رسيدگي خواهد كرد.» ماجراي شكايت شجريان از كيهان چند روز پس از اعلام طرح شكايت او از صداوسيما منتشر شد كه به‌زعم آقاسي به اعتراضات و خواهش‌هاي شجريان بي‌توجهي كردند: «به‌رغم درخواست‌هاي مكرر استاد از صداوسيما، اين سازمان در جريانات اخير، با ساختن كليپ‌هايي از خيابان‌ها و تصاوير اشخاصي كه مورد علاقه‌ايشان نبودند، از صداي ايشان بهره‌برداري غيرمجاز كردند. اين تصاوير به عنوان تبليغات تلويزيوني و توجيه اعمالي كه مورد قبول بسياري از مردم نبود، تهيه و روي آنها از سرودهايي از استاد استفاده مي‌شد كه مربوط به دوره اوليه انقلاب بودند، به نحوي كه بينندگان اين تصاوير اينگونه برداشت مي‌كردند كه استاد همسو با بخشي از حكومت و در واقع به عنوان تاييدكننده آن تصاوير از پخش آنها رضايت دارد. به همين دليل هم به من مراجعه كردند و از من خواستند تا در اين زمينه اقدام جدي به عمل آيد.» بنا به گفته آقاسي با وجود درخواست شجريان پخش صداي او، كماكان از شبكه‌هاي مختلف راديو و تلويزيون ادامه داشت و با وجود اعتراضات فراوان به اين مساله ترتيب اثر داده نشد: «من تاريخ پخش تمام اين سرودها را يادداشت كرده‌ام. آخرين مرتبه پخش كليپ‌هايي با صداي استاد از تلويزيون هم به زمان بازگشت پنج نفر از ايرانيان بازداشت‌شده در موصل عراق به كشور مربوط مي‌شود.» اما صرف طرح شكايت از صداوسيما و كيهان شايد بيشتر يك حركت نمادين از سوي شجريان قلمداد شود تا شكايتي كه انتظار برخورد با متهم را در برداشته باشد. آقاسي در اين‌باره مي‌گويد: «در مورد روزنامه كيهان، صرف‌نظر از اينكه استاد قصد داشتند حركت ناشايست اين روزنامه را با اين شكايت تقبيح كنند، به احتمال بسيار قوي در اثر طرح موضوع در رسانه‌هاي مختلف، دادگاهي تشكيل خواهد شد. اما آنچه در سابقه شكايت از كيهان به آن برخورده‌ام، محكوم شدن اين روزنامه به جريمه‌اي معادل 200 تا 400 هزار تومان بوده است. البته اگر كيهان از انتشار اين مطلب عذرخواهي كند، از شكايت صرف‌نظر خواهيم كرد. اما درباره شكايت از صداوسيما بايد بگويم كه شكايت ما عليه معاونت راديويي صداوسيما و با ذكر اين نكته كه هر كسي كه نسبت به پخش اين آثار در صداوسيما دستور داده، به دادسراي كاركنان دولت ارائه شد. در حال حاضر، بازپرس پرونده كتبا از صداوسيما خواسته تا مجوز پخش آثار شجريان را اعلام كند. چون اگر مجوزي نداشته باشد كه ندارد، طبق ماده 23 قانون حمايت از حقوق مولفان و مصنفان بين 6 تا 3 سال حبس در انتظار كساني است كه مسووليت پخش اين آثار را به عهده دارند.» اما نكته اساسي اينجاست كه شبكه‌هاي مختلفي در عرصه راديو و تلويزيون مشغول فعاليت‌اند و هر برنامه‌اي هم تهيه‌كننده‌اي دارد كه خودش تصميم مي‌گيرد چه قطعاتي در برنامه‌اش پخش شوند. در نتيجه كار پيدا كردن متهم به صورت شخصي كار بسيار سختي خواهد بود، اما آقاسي به مساله ديگري اشاره مي‌كند: «بعد از طرح شكايت، بررسي‌هاي زيادي در اين‌باره كرده‌ايم و مي‌دانيم كه بخشي در صداوسيما وجود دارد كه مركز موسيقي و سرود صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران نام دارد و پخش يا عدم‌پخش هرگونه موسيقي با موافقت كتبي اين بخش به زير مجموعه‌ها اعلام مي‌شود. بنابراين در حال حاضر بالاترين مقام مرتبط با اين بخش تحت تعقيب قرار خواهد گرفت. چراكه اگر مسوول اين بخش حق اجازه پخش اين آثار را صادر نكند، هيچ‌يك از تهيه‌كنندگان و كارگردانان شبكه‌هاي مختلف حق استفاده از آنها را ندارند.» اما اگر اين آثار دوباره از صداوسيما پخش شدند، چه بايد كرد: «فعلا درصدد صدور دستور موقتي براي جلوگيري از پخش صداي ايشان در شبكه‌هاي مختلف هستيم اگر اين روند غيرقانوني هم ادامه پيدا كند، تاثيري در ميزان مجازات نخواهد داشت.» شجريان فقط اجازه پخش «ربنا» را صادر كرده و بنا به گفته وكيلش تا زماني كه وضعيت قلب واقعيت‌ها در صداوسيما صورت مي‌پذيرد. به پخش ساير آثارش از شبكه‌هاي مختلف آن رضايت نخواهد داد.

منبع:اعتماد ملی